annexed territory
تERRITORI کشوری شده
being annexed
در حال جذب
annexed lands
زمینهای جذب شده
had annexed
قبل از جذب
annexed area
منطقه جذب شده
annexed property
موجودیتهای جذب شده
annexing country
کشور جذب کننده
annexed region
منطقه جذب شده
annexed state
وضعیت جذب شده
annexed previously
قبل از جذب
please find the signed contract annexed to this email.
لطفاً قرارداد امضا شده را که به این ایمیل پیوست شده است پیدا کنید.
the detailed specifications are annexed as appendix a.
مشخصات جزئی به عنوان پیوست a پیوسته شده است.
we have annexed a map showing the location of the property.
ما یک نقشه نشان دهنده موقعیت ملک را پیوست داده ایم.
the report annexed a list of recommended improvements.
گزارش لیستی از بهبودهای پیشنهادی را به عنوان پیوست اضافه کرده است.
the annexes to the agreement are legally binding.
پیوست های قرارداد از نظر قانونی الزام آور است.
the company annexed several supporting documents to the application.
شرکت چندین مستندات حمایتی را به درخواست پیوست داد.
the annexes provided further clarification on the policy.
پیوست ها روشن تر شرح سیاست را ارائه کردند.
the research paper annexed a bibliography of relevant sources.
مقاله تحقیقاتی یک فهرست منابع مرتبط را به عنوان پیوست اضافه کرده است.
the proposal annexed a budget breakdown for review.
پیشنهاد یک تجزیه و تحلیل بودجه را برای بررسی به عنوان پیوست اضافه کرده است.
the annexes included photographs and data tables.
پیوست ها عکس ها و جداول داده را شامل می شدند.
the contract annexed a confidentiality agreement.
قرارداد یک توافق نامه محرمانگی را به عنوان پیوست اضافه کرده است.
annexed territory
تERRITORI کشوری شده
being annexed
در حال جذب
annexed lands
زمینهای جذب شده
had annexed
قبل از جذب
annexed area
منطقه جذب شده
annexed property
موجودیتهای جذب شده
annexing country
کشور جذب کننده
annexed region
منطقه جذب شده
annexed state
وضعیت جذب شده
annexed previously
قبل از جذب
please find the signed contract annexed to this email.
لطفاً قرارداد امضا شده را که به این ایمیل پیوست شده است پیدا کنید.
the detailed specifications are annexed as appendix a.
مشخصات جزئی به عنوان پیوست a پیوسته شده است.
we have annexed a map showing the location of the property.
ما یک نقشه نشان دهنده موقعیت ملک را پیوست داده ایم.
the report annexed a list of recommended improvements.
گزارش لیستی از بهبودهای پیشنهادی را به عنوان پیوست اضافه کرده است.
the annexes to the agreement are legally binding.
پیوست های قرارداد از نظر قانونی الزام آور است.
the company annexed several supporting documents to the application.
شرکت چندین مستندات حمایتی را به درخواست پیوست داد.
the annexes provided further clarification on the policy.
پیوست ها روشن تر شرح سیاست را ارائه کردند.
the research paper annexed a bibliography of relevant sources.
مقاله تحقیقاتی یک فهرست منابع مرتبط را به عنوان پیوست اضافه کرده است.
the proposal annexed a budget breakdown for review.
پیشنهاد یک تجزیه و تحلیل بودجه را برای بررسی به عنوان پیوست اضافه کرده است.
the annexes included photographs and data tables.
پیوست ها عکس ها و جداول داده را شامل می شدند.
the contract annexed a confidentiality agreement.
قرارداد یک توافق نامه محرمانگی را به عنوان پیوست اضافه کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید