announcer

[ایالات متحده]/ə'naʊnsə/
[بریتانیا]/ə'naʊnsɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعلام‌کننده، پخش‌کننده؛ (به‌ویژه) پخش‌کننده در درام یا سایر اجراها؛ مفسر (در یک مسابقه)
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

news announcer

خبرنگار

sports announcer

گزارشگر ورزشی

radio announcer

گزارشگر رادیو

television announcer

گزارشگر تلویزیون

جملات نمونه

a radio announcer's plummy voice.

صدای دلپذیر گوینده رادیو

The announcer led with the day's top stories.

گوینده با مهم‌ترین اخبار روز شروع کرد.

the announcer was twanging out all the details.

گوینده تمام جزئیات را با لحنی خاص اعلام می‌کرد.

This is your favorite announcer signing off for tonight.

این امشب آخرین برنامه گوینده مورد علاقه شماست.

The announcer gave out that the 3:30 train to Manchester would start from Platform 4.

گوینده اعلام کرد که قطار ساعت 3:30 به منچستر از سکوی شماره 4 حرکت خواهد کرد.

On the television screen we see the announcer holding up a cereal box with the name WAKE---UPS in big letters.

در صفحه تلویزیون، گوینده جعبه‌ای با عنوان WAKE---UPS با حروف بزرگ در دست دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید