antepartum period
دوره قبل از زایمان
antepartum care
مراقبتهای دوران بارداری
antepartum hemorrhage
خونریزی دوران بارداری
antepartum depression
افسردگی دوران بارداری
antepartum testing
تستهای دوران بارداری
antepartum weight gain
افزایش وزن دوران بارداری
antepartum class
کلاسهای دوران بارداری
antepartum exercise
ورزشهای دوران بارداری
antepartum symptoms
علائم دوران بارداری
the doctor monitored her antepartum health closely.
پزشک به دقت بر سلامت دوران بارداری او نظارت داشت.
antepartum care is crucial for a healthy pregnancy.
مراقبتهای دوران بارداری برای یک بارداری سالم بسیار مهم است.
she attended regular antepartum appointments with her doctor.
او به طور منظم با پزشک خود در قرار ملاقاتهای دوران بارداری شرکت میکرد.
antepartum classes provide valuable information for expectant parents.
کلاسهای دوران بارداری اطلاعات ارزشمندی را برای والدین منتظر فراهم میکنند.
the hospital offers a wide range of antepartum services.
بیمارستان طیف گستردهای از خدمات دوران بارداری را ارائه میدهد.
antepartum depression is a serious condition that affects some women.
افسردگی دوران بارداری یک وضعیت جدی است که بر برخی از زنان تأثیر میگذارد.
her antepartum diet consisted mainly of fruits and vegetables.
رژیم غذایی دوران بارداری او عمدتاً از میوهها و سبزیجات تشکیل شده بود.
antepartum exercise can help prepare the body for labor.
ورزش دوران بارداری میتواند به آمادهسازی بدن برای زایمان کمک کند.
prenatal vitamins are essential for antepartum health.
ویتامینهای دوران بارداری برای سلامت دوران بارداری ضروری هستند.
the antepartum period is a time of both excitement and anxiety.
دوران بارداری زمانی پر از هیجان و اضطراب است.
antepartum period
دوره قبل از زایمان
antepartum care
مراقبتهای دوران بارداری
antepartum hemorrhage
خونریزی دوران بارداری
antepartum depression
افسردگی دوران بارداری
antepartum testing
تستهای دوران بارداری
antepartum weight gain
افزایش وزن دوران بارداری
antepartum class
کلاسهای دوران بارداری
antepartum exercise
ورزشهای دوران بارداری
antepartum symptoms
علائم دوران بارداری
the doctor monitored her antepartum health closely.
پزشک به دقت بر سلامت دوران بارداری او نظارت داشت.
antepartum care is crucial for a healthy pregnancy.
مراقبتهای دوران بارداری برای یک بارداری سالم بسیار مهم است.
she attended regular antepartum appointments with her doctor.
او به طور منظم با پزشک خود در قرار ملاقاتهای دوران بارداری شرکت میکرد.
antepartum classes provide valuable information for expectant parents.
کلاسهای دوران بارداری اطلاعات ارزشمندی را برای والدین منتظر فراهم میکنند.
the hospital offers a wide range of antepartum services.
بیمارستان طیف گستردهای از خدمات دوران بارداری را ارائه میدهد.
antepartum depression is a serious condition that affects some women.
افسردگی دوران بارداری یک وضعیت جدی است که بر برخی از زنان تأثیر میگذارد.
her antepartum diet consisted mainly of fruits and vegetables.
رژیم غذایی دوران بارداری او عمدتاً از میوهها و سبزیجات تشکیل شده بود.
antepartum exercise can help prepare the body for labor.
ورزش دوران بارداری میتواند به آمادهسازی بدن برای زایمان کمک کند.
prenatal vitamins are essential for antepartum health.
ویتامینهای دوران بارداری برای سلامت دوران بارداری ضروری هستند.
the antepartum period is a time of both excitement and anxiety.
دوران بارداری زمانی پر از هیجان و اضطراب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید