anthropocentric

[ایالات متحده]/ˌænθrəʊˈsɛntrɪk/
[بریتانیا]/ˌænθroʊˈsɛntrik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا متمرکز بر انسان‌ها؛ انسان‌محور.

عبارات و ترکیب‌ها

anthropocentric bias

تعصب‌گرایی انسان‌محور

anthropocentric worldview

دیدگاه انسان‌محور

anthropocentric perspective

دیدگاه انسان‌محور

anthropocentric design

طراحی انسان‌محور

anthropocentric approach

رویکرد انسان‌محور

anthropocentric values

ارزش‌های انسان‌محور

anthropocentric thinking

تفکر انسان‌محور

anthropocentric solutions

راه حل‌های انسان‌محور

جملات نمونه

this anthropocentric view often overlooks the importance of other species.

این دیدگاه انسان‌محور اغلب اهمیت گونه‌های دیگر را نادیده می‌گیرد.

anthropocentric design prioritizes human needs and comfort above all else.

طراحی انسان‌محور، نیازها و راحتی انسان را در اولویت قرار می‌دهد.

many environmental problems stem from an anthropocentric worldview.

بسیاری از مشکلات زیست‌محیطی از یک جهان‌بینی انسان‌محور نشأت می‌گیرد.

his writing is highly anthropocentric, focusing on human experiences and relationships.

نوشتن او به شدت انسان‌محور است و بر تجربیات و روابط انسانی تمرکز دارد.

anthropocentric biases can lead to ethical dilemmas in scientific research.

تعصبات انسان‌محور می‌تواند منجر به معضلات اخلاقی در تحقیقات علمی شود.

anthropocentric approaches often fail to account for the interconnectedness of all living things.

رویکردهای انسان‌محور اغلب برای در نظر گرفتن ارتباط همه موجودات زنده شکست می‌خورند.

anthropocentric thinking can lead to unsustainable practices that harm the environment.

تفکر انسان‌محور می‌تواند منجر به شیوه‌های غیر پایدار که به محیط زیست آسیب می‌رساند، شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید