speciesist

[ایالات متحده]/ˈspiːʃiːzɪst/
[بریتانیا]/ˈspiːʃiːzɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تفکیک‌گر مبنی بر گونه
n. شخصی که بر اساس گونه تفکیک می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

speciesist attitudes

گرایش گونه‌گرای

speciesist thinking

فکر گونه‌گرای

speciesist beliefs

اعتقادهای گونه‌گرای

speciesist practices

رویه‌های گونه‌گرای

speciesist assumptions

فرضیات گونه‌گرای

being speciesist

بودن گونه‌گرای

speciesist ideology

ادولت گونه‌گرای

speciesist views

نظرات گونه‌گرای

speciesist prejudice

پیش‌داوری گونه‌گرای

anti-speciesist

غیر گونه‌گرای

جملات نمونه

many people hold speciesist attitudes without realizing the harm they cause to animals.

بسیاری از افراد دیدگاه‌های گونه‌گرایانه دارند بدون اینکه آسیبی که به حیوانات وارد می‌کنند را متوجه شوند.

speciesist discrimination against non-human animals is deeply embedded in our legal systems.

گونه‌گرایی در قبال حیوانات غیربشر در سیستم‌های قانونی ما به طور عمیق ریشه دارد.

the documentary exposed speciesist practices in industrial farming operations.

مستند فعالیت‌های گونه‌گرایانه در عملیات کشاورزی صنعتی را آشکار کرد.

we need to challenge speciesist beliefs that justify animal exploitation.

ما نیاز داریم تا باورهای گونه‌گرایانه‌ای که استفاده از حیوانات را توجیه می‌کنند را چالش بگیریم.

speciesist views often go unquestioned in mainstream media coverage.

دیدگاه‌های گونه‌گرایانه اغلب بدون سوالی در پوشش رسانه‌های اصلی قرار می‌گیرد.

the philosopher argued against the speciesist ideology that prioritizes humans over other species.

فیلسوف علیه دیدگاه گونه‌گرایانه‌ای استدلال کرد که انسان‌ها را بر دیگر گونه‌ها ترجیح می‌دهد.

underlying speciesist assumptions shape how we design urban spaces.

فرضیات گونه‌گرایانه اساسی نحوه طراحی فضاهای شهری را شکل می‌دهد.

our everyday language reveals speciesist biases that we rarely notice.

زبان روزمره ما تمایلات گونه‌گرایانه‌ای را نشان می‌دهد که ما به ندرت آن را می‌بینیم.

moving beyond a speciesist society requires fundamental changes in how we treat animals.

پیش رفتن از جامعه‌ای گونه‌گرایانه نیاز به تغییرات بنیادین در نحوه درمان حیوانات دارد.

speciesist perspectives ignore the cognitive abilities and emotional lives of many animals.

دیدگاه‌های گونه‌گرایانه توانایی‌های شناختی و زندگی‌های احساسی بسیاری از حیوانات را نادیده می‌گیرد.

the activist criticized speciesist arguments that claim human superiority.

فعال گونه‌گرایانه استدلال‌هایی را که برتری انسانی را مطرح می‌کنند مورد انتقاد قرار داد.

speciesist behavior is normalized in many cultural traditions.

رفتار گونه‌گرایانه در بسیاری از سنت‌های فرهنگی به رسمیت شناخته شده است.

challenging speciesist norms demands both individual and systemic action.

چالش دادن به نرم‌های گونه‌گرایانه هم اقدامات فردی و هم سیستمی را در خود جای داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید