| جمع | anti-racists |
anti-racist education
آموزش ضد نژادپرستی
being anti-racist
بودن ضد نژادپرست
anti-racist work
کار ضد نژادپرستی
anti-racist stance
وضعیت ضد نژادپرستی
anti-racist policies
سیاستهای ضد نژادپرستی
became anti-racist
در موضع ضد نژادپرستی قرار گرفت
anti-racist ally
متحد ضد نژادپرستی
anti-racist training
آموزشهای ضد نژادپرستی
anti-racist efforts
کوششهای ضد نژادپرستی
is anti-racist
ضد نژادپرست است
we need to be active anti-racist allies in our communities.
لازم است که در جامعههای خود به عنوان همکاران فعال ضد نژادپرستی باشیم.
the organization promotes anti-racist education for all staff.
این سازمان آموزش ضد نژادپرستی را برای همه کارکنان ترویج میکند.
it's crucial to practice anti-racist behaviors daily.
این امر حیاتی است که رفتارهای ضد نژادپرستی را به طور روزانه ممارزی کنیم.
she is a passionate anti-racist activist and speaker.
او یک فعال و گوینده عاشقانه ضد نژادپرستی است.
the curriculum incorporates anti-racist perspectives and frameworks.
این برنامه درسی دیدگاهها و چارچوبهای ضد نژادپرستی را در خود جای داده است.
he advocated for anti-racist policies within the company.
او در خواست داشت که در شرکت سیاستهای ضد نژادپرستی را اعمال کنند.
being anti-racist requires constant self-reflection and learning.
بودن ضد نژادپرستی نیازمند بازتابهای مداوم و یادگیری است.
the workshop focused on practical anti-racist strategies.
این کارگاه روی استراتژیهای عملی ضد نژادپرستی متمرکز بود.
we must challenge and dismantle systemic anti-racist structures.
ما باید ساختارهای سیستمی ضد نژادپرستی را چالش میکنیم و آنها را نابود کنیم.
the campaign aims to raise awareness of anti-racist issues.
این حملهای به افزایش آگاهی در مورد مسائل ضد نژادپرستی هدف دارد.
it's important to be an anti-racist bystander and intervene.
اهمیت دارد که یک شاهد غیبت ضد نژادپرستی باشید و دخول کنید.
anti-racist education
آموزش ضد نژادپرستی
being anti-racist
بودن ضد نژادپرست
anti-racist work
کار ضد نژادپرستی
anti-racist stance
وضعیت ضد نژادپرستی
anti-racist policies
سیاستهای ضد نژادپرستی
became anti-racist
در موضع ضد نژادپرستی قرار گرفت
anti-racist ally
متحد ضد نژادپرستی
anti-racist training
آموزشهای ضد نژادپرستی
anti-racist efforts
کوششهای ضد نژادپرستی
is anti-racist
ضد نژادپرست است
we need to be active anti-racist allies in our communities.
لازم است که در جامعههای خود به عنوان همکاران فعال ضد نژادپرستی باشیم.
the organization promotes anti-racist education for all staff.
این سازمان آموزش ضد نژادپرستی را برای همه کارکنان ترویج میکند.
it's crucial to practice anti-racist behaviors daily.
این امر حیاتی است که رفتارهای ضد نژادپرستی را به طور روزانه ممارزی کنیم.
she is a passionate anti-racist activist and speaker.
او یک فعال و گوینده عاشقانه ضد نژادپرستی است.
the curriculum incorporates anti-racist perspectives and frameworks.
این برنامه درسی دیدگاهها و چارچوبهای ضد نژادپرستی را در خود جای داده است.
he advocated for anti-racist policies within the company.
او در خواست داشت که در شرکت سیاستهای ضد نژادپرستی را اعمال کنند.
being anti-racist requires constant self-reflection and learning.
بودن ضد نژادپرستی نیازمند بازتابهای مداوم و یادگیری است.
the workshop focused on practical anti-racist strategies.
این کارگاه روی استراتژیهای عملی ضد نژادپرستی متمرکز بود.
we must challenge and dismantle systemic anti-racist structures.
ما باید ساختارهای سیستمی ضد نژادپرستی را چالش میکنیم و آنها را نابود کنیم.
the campaign aims to raise awareness of anti-racist issues.
این حملهای به افزایش آگاهی در مورد مسائل ضد نژادپرستی هدف دارد.
it's important to be an anti-racist bystander and intervene.
اهمیت دارد که یک شاهد غیبت ضد نژادپرستی باشید و دخول کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید