anticipates

[ایالات متحده]/ænˈtɪsɪpeɪts/
[بریتانیا]/ˌæn.tə.ˈsɪp.eɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انتظار یا پیش‌بینی وقوع چیزی؛ عمل کردن پیش از وقوع چیزی که انتظار می‌رود اتفاق بیفتد

عبارات و ترکیب‌ها

anticipates challenges

پیش‌بینی چالش‌ها

anticipates growth

پیش‌بینی رشد

anticipates a decline

پیش‌بینی کاهش

anticipates the future

پیش‌بینی آینده

anticipates your arrival

منتظر رسیدن شماست

anticipates difficulties

پیش‌بینی مشکلات

anticipates questions

پیش‌بینی سؤالات

anticipates the worst

پیش‌بینی بدترین حالت

جملات نمونه

the company anticipates strong sales growth this year.

شرکت انتظار دارد امسال رشد فروش قوی باشد.

she anticipates a long and happy retirement.

او انتظار دارد یک بازنشستگی طولانی و خوشحال داشته باشد.

we anticipate challenges ahead but are prepared to face them.

ما چالش های پیش رو را پیش بینی می کنیم اما برای مقابله با آنها آماده هستیم.

he anticipates a difficult conversation with his boss.

او انتظار دارد یک مکالمه دشوار با رئیسش داشته باشد.

the market anticipates further interest rate hikes.

بازار انتظار دارد افزایش بیشتر نرخ بهره وجود داشته باشد.

investors anticipate a profitable quarter for the company.

سرمایه گذاران انتظار دارند سه ماهه سودآوری برای شرکت وجود داشته باشد.

the team anticipates winning the championship.

تیم انتظار دارد قهرمانی را بدست آورد.

doctors anticipate a full recovery for the patient.

پزشکان انتظار دارند بیمار به طور کامل بهبودی یابد.

the government anticipates increased demand for housing.

دولت انتظار دارد تقاضا برای مسکن افزایش یابد.

the author anticipates a large audience for her new book.

نویسنده انتظار دارد مخاطبان زیادی برای کتاب جدیدش داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید