foresees

[ایالات متحده]/fɔːˈsiːz/
[بریتانیا]/fɔrˈsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. قبل از وقوع چیزی را دانستن

عبارات و ترکیب‌ها

he foresees trouble

او پیش‌بینی می‌کند مشکلی وجود دارد

she foresees success

او پیش‌بینی می‌کند موفقیت حاصل شود

the report foresees

گزارش پیش‌بینی می‌کند

analyst foresees growth

تحلیلگر پیش‌بینی می‌کند رشد وجود داشته باشد

he foresees change

او تغییر را پیش‌بینی می‌کند

she foresees challenges

او چالش‌ها را پیش‌بینی می‌کند

economist foresees recession

اقتصاددان رکود را پیش‌بینی می‌کند

the forecast foresees

پیش‌بینی پیش‌بینی می‌کند

he foresees opportunities

او فرصت‌ها را پیش‌بینی می‌کند

she foresees risks

او خطرات را پیش‌بینی می‌کند

جملات نمونه

the weather forecast foresees rain tomorrow.

پیش‌بینی هواشناسی بارش باران را برای فردا نشان می‌دهد.

she foresees challenges in the upcoming project.

او چالش‌هایی را در پروژه پیش رو پیش‌بینی می‌کند.

the report foresees economic growth in the next year.

گزارش رشد اقتصادی را در سال آینده پیش‌بینی می‌کند.

he foresees a bright future for his children.

او آینده‌ای روشن برای فرزندانش را پیش‌بینی می‌کند.

the expert foresees changes in technology trends.

متخصص تغییرات در روند فناوری را پیش‌بینی می‌کند.

she foresees difficulties in the negotiations.

او مشکلاتی را در مذاکرات پیش‌بینی می‌کند.

the analyst foresees a rise in stock prices.

تحلیلگر افزایش قیمت سهام را پیش‌بینی می‌کند.

he foresees the need for more resources in the future.

او نیاز به منابع بیشتر در آینده را پیش‌بینی می‌کند.

the teacher foresees improvements in student performance.

معلم پیشرفت در عملکرد دانش‌آموزان را پیش‌بینی می‌کند.

the scientist foresees breakthroughs in medical research.

دانشمند پیشرفت‌های چشمگیر در تحقیقات پزشکی را پیش‌بینی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید