antifungal

[ایالات متحده]/ænˈtɪfʌŋɡəl/
[بریتانیا]/anˈtɪfʌŋgəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخصه خاصیت کشتن یا مهار رشد قارچ‌ها.
n. ماده‌ای که قارچ‌ها را می‌کشد یا رشد آن‌ها را مهار می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

antifungal cream

کرم ضد قارچ

antifungal medication

داروی ضد قارچ

antifungal treatment

درمان ضد قارچ

over-the-counter antifungal

ضد قارچ بدون نسخه

antifungal shampoo

شامپوی ضد قارچ

oral antifungal medication

داروی ضد قارچ خوراکی

antifungal soap

صابون ضد قارچ

prescription antifungal

ضد قارچ با نسخه

antifungal spray

اسپری ضد قارچ

جملات نمونه

the cream has strong antifungal properties.

کرم دارای خواص ضد قارچی قوی است.

doctors often prescribe antifungal medication for athletes foot.

پزشکان اغلب داروی ضد قارچی را برای پا ورزشکاران تجویز می‌کنند.

antifungal sprays are useful for treating nail fungus.

اسپری‌های ضد قارچی برای درمان قارچ ناخن مفید هستند.

this medication is antifungal and antibacterial.

این دارو ضد قارچ و ضد باکتری است.

antifungal agents are used to prevent the growth of mold.

عوامل ضد قارچی برای جلوگیری از رشد کپک استفاده می‌شوند.

the gardener used an antifungal treatment on his roses.

باغبانی از یک درمان ضد قارچی روی گل های رز خود استفاده کرد.

antifungal creams can be found in most pharmacies.

کرم‌های ضد قارچی را می‌توان در اکثر داروخانه‌ها پیدا کرد.

the patient was prescribed a course of antifungal tablets.

به بیمار یک دوره قرص ضد قارچی تجویز شد.

antifungal drugs are often effective against yeast infections.

داروهای ضد قارچی اغلب در برابر عفونت‌های قارچی موثر هستند.

it's important to use antifungal products as directed.

استفاده از محصولات ضد قارچی طبق دستورالعمل مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید