antipyretics

[ایالات متحده]/ænˈtɪpraɪ.tɪk/
[بریتانیا]/an-ty-pir-et-ik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارویی که تب را کاهش می‌دهد
adj. کاهش‌دهنده تب

عبارات و ترکیب‌ها

antipyretic medication

داروی ضد تب

over-the-counter antipyretics

داروهای ضد تب بدون نسخه

prescription antipyretic

داروی ضد تب با نسخه

take an antipyretic

مصرف داروی ضد تب کنید

antipyretic effect

اثر ضد تب

antipyretic properties

خواص ضد تب

antipyretic for fever

داروی ضد تب برای تب

natural antipyretics

داروهای ضد تب طبیعی

جملات نمونه

the doctor prescribed an antipyretic to reduce the fever.

پزشک برای کاهش تب داروی ضد تب تجویز کرد.

antipyretics are often used to treat headaches and flu symptoms.

داروهای ضد تب اغلب برای درمان سردرد و علائم آنفولانزا استفاده می شوند.

acetaminophen is a common over-the-counter antipyretic.

استامینوفن یک داروی ضد تب رایج و بدون نسخه است.

it's important to follow the dosage instructions on the antipyretic label.

رعایت دستورالعمل های دوز مصرفی روی برچسب داروهای ضد تب مهم است.

this antipyretic can cause drowsiness as a side effect.

این داروی ضد تب ممکن است باعث خواب آلودگی به عنوان یک عارضه جانبی شود.

the child's fever subsided after taking the antipyretic.

تب کودک پس از مصرف داروی ضد تب فروکش کرد.

always consult a doctor before giving an antipyretic to a child.

همیشه قبل از دادن داروی ضد تب به کودک با پزشک مشورت کنید.

there are various types of antipyretics available on the market.

انواع مختلفی از داروهای ضد تب در بازار موجود است.

the pharmacist can recommend an appropriate antipyretic for your needs.

داروساز می تواند یک داروی ضد تب مناسب برای نیازهای شما توصیه کند.

antipyretics should be used cautiously in patients with liver disease.

بیماران مبتلا به بیماری کبدی باید داروهای ضد تب را با احتیاط مصرف کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید