antonymies

[ایالات متحده]/ˈæntənəmiːz/
[بریتانیا]/ˌæn.t̬ənˈə.mɪ.z/

ترجمه

n. کلمات یا مفاهیمی که معانی متضاد دارند.; حالت متضاد بودن.

جملات نمونه

the study explored the antonymies of love and hate.

مطالعه، ضدیت‌های عشق و نفرت را بررسی کرد.

understanding antonymies can help in clear communication.

درک ضدیت‌ها می‌تواند به برقراری ارتباط واضح کمک کند.

the writer skillfully used antonymies to create contrast.

نویسنده به طرز ماهرانه‌ای از ضدیت‌ها برای ایجاد تضاد استفاده کرد.

many languages have subtle differences in their antonymies.

بسیاری از زبان‌ها تفاوت‌های ظریف در ضدیت‌های خود دارند.

the philosopher pondered the antonymies of existence and nothingness.

فيلسوف در مورد ضدیت‌های وجود و نیستی تفکر کرد.

learning vocabulary includes understanding its antonymies.

یادگیری واژگان شامل درک ضدیت‌های آن می‌شود.

the debate highlighted the antonymies between two political parties.

بحث، ضدیت‌ها بین دو حزب سیاسی را برجسته کرد.

antonymies can be helpful in analyzing complex issues.

ضدیت‌ها می‌توانند در تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده مفید باشند.

the artist used contrasting colors to represent antonymies.

هنرمند از رنگ‌های متضاد برای نشان دادن ضدیت‌ها استفاده کرد.

understanding antonymies is essential for effective writing.

درک ضدیت‌ها برای نوشتن مؤثر ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید