analogies

[ایالات متحده]/[ˈænəlɒdʒɪz]/
[بریتانیا]/[ˈænəlɒdʒɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شباهتی بین دو چیز که در غیر این صورت نامتماعب هستند؛ عمل مقایسه بین دو چیز؛ مجموعه‌ای از مقایسه‌ها برای توضیح دادن چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

draw analogies

کشیدن آنالوژی‌ها

making analogies

ایجاد آنالوژی‌ها

use analogies

استفاده از آنالوژی‌ها

complex analogies

آنالوژی‌های پیچیده

historical analogies

آنالوژی‌های تاریخی

draw an analogy

یک آنالوژی بکشید

find analogies

یافتن آنالوژی‌ها

based on analogies

بر اساس آنالوژی‌ها

exploring analogies

بررسی آنالوژی‌ها

simple analogies

آنالوژی‌های ساده

جملات نمونه

his explanation was as clear as a bell.

توضیحات او به وضوح یک ناقوس بود.

the project's success was like a dream come true.

موفقیت پروژه مانند تحقق یک رویای شیرین بود.

her voice was as smooth as silk.

صدای او به لطافت ابریشم بود.

the situation was as tense as a bowstring.

وضعیت به اندازه کشش یک کمان طناب بود.

the child's laughter was like music to my ears.

خنده کودک برای من مانند موسیقی بود.

the task was as easy as pie.

این کار به آسانی یک کیک بود.

his anger flared up like a wildfire.

خشم او مانند یک آتش‌سوزی وحشتناک شعله‌ور شد.

the news hit him like a ton of bricks.

این خبر به او مانند یک تُن آجر برخورد کرد.

the team worked together like a well-oiled machine.

تیم مانند یک ماشین روغن‌کاری شده با هم کار کردند.

the house felt as empty as a ghost town.

خانه به اندازه یک شهر ارواح خالی به نظر می‌رسید.

the problem was as old as the hills.

این مشکل به اندازه تپه‌ها قدیمی بود.

the journey was as long as it was arduous.

سفر به اندازه طولانی که طاقت‌فرسا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید