opposites

[ایالات متحده]/ˈɒpəzɪts/
[بریتانیا]/ˈɑːpəzɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودیت‌ها یا چیزهای متضاد؛ متضادها؛ طرف‌های مخالف در ریاضیات

عبارات و ترکیب‌ها

opposites attract

جاذبه متقابل

opposites collide

برخورد متقابل

opposites exist

وجود متقابل

opposites unite

اتحاد متقابل

opposites define

تعریف متقابل

opposites contrast

تضاد متقابل

opposites interact

تعامل متقابل

opposites balance

تعادل متقابل

opposites combine

ترکیب متقابل

opposites complement

مکمل متقابل

جملات نمونه

hot and cold are opposites.

گرم و سرد مخالف یکدیگرند.

light and dark are opposites in nature.

نور و تاریکی در طبیعت مخالف یکدیگرند.

love and hate are often seen as opposites.

عشق و نفرت اغلب به عنوان مخالف یکدیگر تلقی می شوند.

day and night are natural opposites.

روز و شب مخالف های طبیعی هستند.

in science, positive and negative are opposites.

در علم، مثبت و منفی مخالف یکدیگرند.

success and failure are two opposites.

موفقیت و شکست دو مخالف هستند.

up and down are basic opposites.

بالا و پایین مخالف های اساسی هستند.

rich and poor are economic opposites.

ثروتمند و فقیر مخالف های اقتصادی هستند.

peace and war are considered opposites.

صلح و جنگ به عنوان مخالف در نظر گرفته می شوند.

in art, harmony and chaos can be opposites.

در هنر، هماهنگی و هرج و مرج می توانند مخالف باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید