apoliticalism

[ایالات متحده]/[ˌæpɒlɪˈtɪkəlɪzəm]/
[بریتانیا]/[ˌæpəˈlɪtɪkəlɪzəm]/

ترجمه

n. پرهیز از مشارکت یا فعالیت سیاسی؛ باور به اینکه سیاست و حکومت بهتر است از حوزه‌هایی مانند زندگی اجتماعی یا اقتصادی خارج بمانند؛ حالت عدم مشارکت در سیاست.

عبارات و ترکیب‌ها

embracing apoliticalism

پذیرش آپولیتیسیسم

rise of apoliticalism

رشد آپولیتیسیسم

rejecting apoliticalism

رد آپولیتیسیسم

promoting apoliticalism

تبلیغ آپولیتیسیسم

fear of apoliticalism

ترس از آپولیتیسیسم

criticizing apoliticalism

انتقاد از آپولیتیسیسم

displaying apoliticalism

نمایش آپولیتیسیسم

fueled apoliticalism

آپولیتیسیسمی که توسط آن تحریک شده است

avoiding apoliticalism

پرهیز از آپولیتیسیسم

despite apoliticalism

با وجود آپولیتیسیسم

جملات نمونه

the artist's apoliticalism was criticized by those who felt art should engage with social issues.

آپولیتیسیسم هنرمند توسط آن‌هایی که فکر می‌کردند هنر باید با مسائل اجتماعی تعامل داشته باشد، مورد نقد قرار گرفت.

his apoliticalism stemmed from a desire to avoid controversy and maintain a broad audience.

آپولیتیسیسم او از میل به اجتناب از مسائل جدال‌برانگیز و حفظ یک جمهور گسترده ناشی شده بود.

she rejected accusations of apoliticalism, arguing that her work addressed universal human themes.

او اتهامات آپولیتیسیسم را رد کرد و استدلال کرد که کار او به موضوعات انسانی کلی می‌پردازد.

the company's stated apoliticalism proved to be a convenient cover for its political lobbying.

آپولیتیسیسم اعلام شده شرکت به عنوان پوسته‌ای مفید برای لobbی‌پردازی سیاسی آن ثابت شد.

a growing number of young people are embracing a form of passive apoliticalism.

تعدادی از جوانان بیشتری به یک نوع آپولیتیسیسم غیرفعال روی می‌آورند.

critics questioned the sincerity of his apoliticalism, suspecting hidden political motivations.

انتقادات به صداقت آپولیتیسیسم او پرداختند و معتقد بودند که دلایح سیاسی پنهانی دارد.

the rise of populism has challenged the appeal of apoliticalism in many countries.

افزایش فاشیسم در بسیاری از کشورها جذب آپولیتیسیسم را به چالش کشید.

despite accusations, the organization maintained a consistent stance of apoliticalism.

با اینکه اتهاماتی علیه آن وجود داشت، سازمان موضعی یکنواخت از آپولیتیسیسم حفظ کرد.

a nuanced understanding of apoliticalism is necessary to avoid simplistic judgments.

درک دقیقی از آپولیتیسیسم برای جلوگیری از قضاوت‌های ساده لازم است.

the academic's apoliticalism was a deliberate choice to focus on purely theoretical research.

آپولیتیسیسم این دانشمند انتخابی آگاهانه برای تمرکز بر تحقیقات نظری خالص بود.

the debate over apoliticalism highlights the tension between neutrality and engagement.

مباحثه درباره آپولیتیسیسم تنش بین خنثی بودن و مشارکت را روشن می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید