apostolic

[ایالات متحده]/ˌæpəsˈtɔlik/
[بریتانیا]/ˌæpəˈstɑlɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به حواریون

عبارات و ترکیب‌ها

Apostolic authority

قدرت مذهبی

Apostolic succession

جانشینی مذهبی

جملات نمونه

We reprove and condemn it as gravely offensive to the dignity of this Apostolic See,to Our own person,to the Episcopacy,and to the clergy and all the Catholics of France.

ما آن را به شدت ناپسند و محکوم می‌کنیم که به شدت توهین‌آمیز است برای حفظ حرمت تداوم رسولی این مجمع مقدس، برای شخص خودمان، برای اسقف‌نشین‌ها و برای روحانیون و همه کاتولیک‌های فرانسه.

Benedict, together with the visiting Armenian Apostolic Church Catholicos Aram I, joined hundreds of people gathered in the Paul VI Hall, inside Vatican City, for the ceremony.

بנדיکت، همراه با پطروس ارام اول، رهبر ارمنی کلیسای رسولی که از واتیکان بازدید می‌کرد، به جمع صدها نفر در تالار پل ششم در داخل شهر واتیکان پیوست.

to receive apostolic blessing

برای دریافت برکت رسولی

to preach apostolic doctrine

برای ترویج آموزه‌های رسولی

to appoint apostolic delegates

برای تعیین نمایندگان رسولی

to follow apostolic teachings

برای پیروی از آموزه‌های رسولی

apostolic succession in the church

تداوم رسولی در کلیسا

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید