appointable

[ایالات متحده]/əˈpɔɪntəbl/
[بریتانیا]/əˈpɔɪntəbl/

ترجمه

adj. قابل انتصاب یا تعیین به یک موقعیت

عبارات و ترکیب‌ها

appointable position

پست قابل منصوب شدن

appointable candidate

نامزد قابل منصوب شدن

appointable status

وضعیت قابل منصوب شدن

appointable office

کارگاه قابل منصوب شدن

جملات نمونه

the appointable position requires at least five years of relevant experience in the public sector.

موقعیت قابل منصوب شدن نیاز به حداقل پنج سال تجربه مرتبط در بخش عمومی دارد.

all appointable candidates must meet the stringent qualifications outlined in the organizational charter.

همه نامزدهای قابل منصوب شدن باید شرایط سخت گذاری شده در چارچوب سازمانی را برآورده کنند.

the selection committee reviewed which officials were appointable to the three vacant seats on the board.

کمیته انتخاب به بررسی اینکه کدام مقامات قابل منصوب شدن به سه نماینده خالی در هیئت مدیره هستند پرداخت.

civil servants become appointable for senior management roles after successfully completing their probation period.

کارمندان دولت پس از موفقیت آمیز پایان یافتن دوره آزمایشی خود قابل منصوب شدن برای پست‌های مدیریتی بالا می‌شوند.

the nominating committee identified three highly qualified appointable individuals for the chief executive position.

کمیته نام‌نویسی سه فرد با کیفیت بالا را که قابل منصوب شدن برای پست رییس ارشد هستند شناسایی کرد.

being politically appointable does not guarantee automatic selection to any federal post.

بودن قابل منصوب شدن از نظر سیاسی به انتخاب خودکار به هر پست اداری ای کمک نمی‌کند.

according to the regulations, only officers of grade seven and above are appointable to this administrative post.

بر اساس مقررات، فقط افسرها با رتبه هفت و بالاتر قابل منصوب شدن به این پست اداری هستند.

following the recent policy reform, previously ineligible candidates now became appointable for senior positions.

پس از اصلاح اخیر سیاست، نامزدهای قبلی ناکفای قابل منصوب شدن برای پست‌های مدیریتی شدند.

the ambassadorial position remained appointable for six months until a suitable candidate accepted the nomination.

پست سفیر تا زمانی که نامزد مناسبی نامه را پذیرفته، قابل منصوب شدن در شش ماه باقی ماند.

despite the competitive field, she was deemed appointable due to her exceptional qualifications and experience.

با وجود رقابتی بودن زمینه، او به دلیل کیفیت و تجربه برجسته خود قابل منصوب شدن شناخته شد.

the appointable offices under this legislation include ambassadorships, cabinet-level posts, and judicial appointments.

پست‌های قابل منصوب شدن تحت این قانون شامل سفارتی‌ها، پست‌های سطح کابینه و منصوب‌های قضایی می‌شود.

human resources confirmed that the candidate meets all appointable criteria established by the government agency.

منابع انسانی تأیید کردند که نامزد تمام معیارهای قابل منصوب شدن توسط نهاد دولتی را برآورده می‌کند.

transparency laws now require publishing lists of all currently appointable positions within the department.

قوانین شفافیت اکنون لیست‌های تمام پست‌های قابل منصوب شدن فعلی در این بخش را منتشر کردن را الزام می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید