appointments

[ایالات متحده]/əˈpɔɪntmənts/
[بریتانیا]/əˈpɔɪntmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلسات یا رویدادهای برنامه‌ریزی‌شده; انتخاب‌های رسمی برای موقعیت‌ها; شغل‌ها یا نقش‌ها; موقعیت‌های قدرت

عبارات و ترکیب‌ها

make an appointment

نوبت گرفتن

keep an appointment

حفظ قرار ملاقات

miss an appointment

غیبت در قرار ملاقات

have an appointment

داشتن قرار ملاقات

cancel an appointment

لغو قرار ملاقات

reschedule an appointment

تغییر زمان قرار ملاقات

back-to-back appointments

قرار ملاقات‌های پشت سر هم

dental appointments

قرار ملاقات‌های دندانپزشکی

جملات نمونه

she has several appointments scheduled for today.

او چندین قرار ملاقات برای امروز دارد.

it's important to keep track of your appointments.

ثبت و پیگیری قرار ملاقات‌هایتان مهم است.

he canceled all his appointments for the week.

او تمام قرار ملاقات‌های خود را برای هفته لغو کرد.

can you remind me of my appointments tomorrow?

می‌توانید فردا من را از قرار ملاقات‌هایم یادآوری کنید؟

she made an appointment with her doctor.

او با پزشک خود وقت ملاقاتی گرفت.

they have back-to-back appointments all day.

آنها تمام روز قرار ملاقات‌های متوالی دارند.

he is often late for his appointments.

او اغلب برای قرار ملاقات‌هایش دیر می‌کند.

appointments can be rescheduled if necessary.

در صورت لزوم می‌توان قرار ملاقات‌ها را تغییر داد.

she prefers to make her appointments online.

او ترجیح می‌دهد قرار ملاقات‌های خود را به صورت آنلاین بگیرد.

it's best to confirm your appointments a day in advance.

بهتر است یک روز قبل از قرار ملاقات‌های خود تأیید کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید