reschedulings confirmed
تغییرات برنامه ریزی شده تأیید شده اند
avoid reschedulings
از تغییرات برنامه ریزی شده جلوگیری کنید
due to reschedulings
به دلیل تغییرات برنامه ریزی شده
constant reschedulings
تغییرات برنامه ریزی شده مکرر
reschedulings happen
تغییرات برنامه ریزی شده رخ می دهد
minimize reschedulings
تغییرات برنامه ریزی شده را به حداقل برسانید
we've experienced numerous reschedulings due to the weather conditions.
به دلیل شرایط جوی، ما تعداد زیادی تعویض تاریخ داشتهایم.
frequent reschedulings caused frustration among the project team members.
تعویضهای متعدد تاریخ باعث ناراحتی بین اعضای تیم پروژه شد.
the airline issued a notice regarding flight reschedulings.
هواپیمایی یک اطلاعرسانی درباره تعویض تاریخ پرواز منتشر کرد.
we need to minimize further reschedulings to stay on schedule.
برای اینکه به موقع باقی بمانیم، نیاز داریم تعویضهای بیشتر را کاهش دهیم.
the constant reschedulings disrupted our carefully planned itinerary.
تعویضهای مکرر تاریخ برنامهریزیشده ما را به هم زد.
please be aware of potential reschedulings due to unforeseen circumstances.
لطفاً در نظر داشته باشید که ممکن است به دلیل شرایط غیرمنتظره تعویض تاریخ رخ دهد.
the meeting involved extensive discussions about potential reschedulings.
این جلسه شامل بحثهای گسترده درباره احتمال تعویض تاریخ بود.
we are working to avoid any last-minute reschedulings.
ما در حال کار برای جلوگیری از هرگونه تعویض تاریخ آخر لحظهای هستیم.
the software glitch resulted in several reschedulings of appointments.
خطای نرمافزاری باعث چندین تعویض تاریخ نوبتها شد.
the impact of the reschedulings on the overall timeline needs assessment.
تأثیر تعویضهای تاریخ بر کل زمانبندی نیاز به ارزیابی دارد.
we sent out emails confirming the reschedulings to all participants.
ما ایمیلهایی را برای تأیید تعویض تاریخ به همه شرکتکنندگان ارسال کردیم.
reschedulings confirmed
تغییرات برنامه ریزی شده تأیید شده اند
avoid reschedulings
از تغییرات برنامه ریزی شده جلوگیری کنید
due to reschedulings
به دلیل تغییرات برنامه ریزی شده
constant reschedulings
تغییرات برنامه ریزی شده مکرر
reschedulings happen
تغییرات برنامه ریزی شده رخ می دهد
minimize reschedulings
تغییرات برنامه ریزی شده را به حداقل برسانید
we've experienced numerous reschedulings due to the weather conditions.
به دلیل شرایط جوی، ما تعداد زیادی تعویض تاریخ داشتهایم.
frequent reschedulings caused frustration among the project team members.
تعویضهای متعدد تاریخ باعث ناراحتی بین اعضای تیم پروژه شد.
the airline issued a notice regarding flight reschedulings.
هواپیمایی یک اطلاعرسانی درباره تعویض تاریخ پرواز منتشر کرد.
we need to minimize further reschedulings to stay on schedule.
برای اینکه به موقع باقی بمانیم، نیاز داریم تعویضهای بیشتر را کاهش دهیم.
the constant reschedulings disrupted our carefully planned itinerary.
تعویضهای مکرر تاریخ برنامهریزیشده ما را به هم زد.
please be aware of potential reschedulings due to unforeseen circumstances.
لطفاً در نظر داشته باشید که ممکن است به دلیل شرایط غیرمنتظره تعویض تاریخ رخ دهد.
the meeting involved extensive discussions about potential reschedulings.
این جلسه شامل بحثهای گسترده درباره احتمال تعویض تاریخ بود.
we are working to avoid any last-minute reschedulings.
ما در حال کار برای جلوگیری از هرگونه تعویض تاریخ آخر لحظهای هستیم.
the software glitch resulted in several reschedulings of appointments.
خطای نرمافزاری باعث چندین تعویض تاریخ نوبتها شد.
the impact of the reschedulings on the overall timeline needs assessment.
تأثیر تعویضهای تاریخ بر کل زمانبندی نیاز به ارزیابی دارد.
we sent out emails confirming the reschedulings to all participants.
ما ایمیلهایی را برای تأیید تعویض تاریخ به همه شرکتکنندگان ارسال کردیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید