engagements

[ایالات متحده]/ɪnˈɡeɪdʒmənts/
[بریتانیا]/ɪnˈɡeɪdʒmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مشغول شدن یا مشغول بودن

عبارات و ترکیب‌ها

business engagements

ملاقاتات تجاری

social engagements

ملاقاتات اجتماعی

formal engagements

ملاقاتات رسمی

community engagements

ملاقاتات محلی

public engagements

ملاقاتات عمومی

personal engagements

ملاقاتات شخصی

engagements calendar

تقویم ملاقات

engagements schedule

برنامه ملاقات

engagements manager

مدیر ملاقات

engagements platform

پلتفرم ملاقات

جملات نمونه

she has several engagements this week.

او چندین قرار ملاقات در این هفته دارد.

our engagements are scheduled for next month.

قرار ملاقات‌های ما برای ماه آینده برنامه‌ریزی شده است.

he cancelled his engagements due to illness.

او به دلیل بیماری قرار ملاقات‌های خود را لغو کرد.

they have many social engagements to attend.

آنها قرار ملاقات‌های اجتماعی زیادی برای شرکت دارند.

engagements can be both personal and professional.

قرار ملاقات‌ها می‌توانند هم شخصی و هم حرفه‌ای باشند.

she is excited about her upcoming engagements.

او برای قرار ملاقات‌های آینده‌اش هیجان‌زده است.

managing multiple engagements can be challenging.

مدیریت چندین قرار ملاقات می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

he enjoys his engagements with the community.

او از قرار ملاقات‌های خود با جامعه لذت می‌برد.

they are planning their engagements for the year.

آنها در حال برنامه‌ریزی قرار ملاقات‌های خود برای سال آینده هستند.

her engagements include meetings and events.

قرار ملاقات‌های او شامل جلسات و رویدادها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید