appreciably

[ایالات متحده]/ə'pri:ʃəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به وضوح; به طور قابل توجهی; به طور قابل درک

جملات نمونه

The index adds appreciably to the usefulness of the book.

شاخص به طور قابل توجهی به سودمندی کتاب اضافه می کند.

For functional efficiency, the angulation of the hindquarter is never greater than that of the forequarter, and not appreciably less.

برای کارایی عملکردی، زاویه انطباق قسمت پشتی بدن هرگز بیشتر از قسمت جلویی بدن نیست و به طور قابل توجهی کمتر هم نیست.

The temperature dropped appreciably overnight.

دما در طول شب به طور قابل توجهی کاهش یافت.

She has improved appreciably since starting therapy.

او از زمان شروع درمان به طور قابل توجهی بهتر شده است.

The company's profits have increased appreciably this year.

سود شرکت امسال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

The quality of the product has depreciated appreciably over time.

کیفیت محصول در طول زمان به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

Her mood brightened appreciably after receiving good news.

حالت او پس از دریافت اخبار خوب به طور قابل توجهی بهتر شد.

The traffic congestion has decreased appreciably since the new road was built.

ترافیک از زمان ساخت جاده جدید به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

The noise level in the classroom decreased appreciably after the new soundproofing was installed.

سطح صدا در کلاس درس پس از نصب عایق صوتی جدید به طور قابل توجهی کاهش یافت.

His skills have improved appreciably since he started practicing regularly.

مهارت های او از زمان شروع تمرین منظم به طور قابل توجهی بهبود یافته است.

The number of customers has increased appreciably since the store started offering discounts.

تعداد مشتریان از زمان شروع فروشگاه در ارائه تخفیف ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

The team's performance has declined appreciably in the last few matches.

عملکرد تیم در چند مسابقه گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

نمونه‌های واقعی

At this point the propeller's vibrations slowed down appreciably, then they died out altogether.

در این مرحله، ارتعاشات پروانه به طور قابل توجهی کاهش یافت و سپس به طور کامل از بین رفت.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

That wouldn't clinch the matter but it would bring the clinching appreciably nearer.

این موضوع را به طور کامل مشخص نمی‌کرد، اما به طور قابل توجهی آن را به واقعیت نزدیک‌تر می‌کرد.

منبع: One Shilling Candle (Upper)

The modern doctrine of psychophysical parallelism is not appreciably different from this theory of the Cartesian school.

نظریه مدرن موازی‌گرایی روان‌تنی با این نظریه مکتب کارتیسی به طور قابل توجهی متفاوت نیست.

منبع: Analysis of the Heart (Part 1)

If we had tens of thousands of skeletons distributed at regular intervals through the historical record, there would be appreciably more degrees of shading.

اگر ما ده‌ها هزار اسکلت داشتیم که در فواصل منظم در طول سابقه تاریخی توزیع شده بودند، درجه‌های سایه‌گذاری به طور قابل توجهی بیشتر می‌شد.

منبع: A Brief History of Everything

Euclid Avenue is shorter as the crow flies, but it has speed bumps, which appreciably increase pointtopoint drive time, making it the less efficient choice.

خیابان اقلید کوتاه‌تر است، اگر به صورت مستقیم پرواز کنید، اما دارای سرعت گیر است که زمان رانندگی از نقطه به نقطه را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد و آن را به انتخاب کم‌بازده‌تر تبدیل می‌کند.

منبع: The Big Bang Theory Season 2

The size of the interior of the building was scaled down appreciably by a team of architects whose job was to finish construction within a restricted budget.

اندازه فضای داخلی ساختمان به طور قابل توجهی توسط تیمی از معماران کاهش یافت که وظیفه‌شان اتمام ساخت و ساز در چارچوب بودجه‌ای محدود بود.

منبع: Changxi English_College English Test Band 6_Read Beautiful Articles and Remember Vocabulary

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید