inappreciably small
بسیار کوچک
inappreciably different
به طور قابل توجهی متفاوت
inappreciably low
بسیار پایین
inappreciably slow
بسیار کند
inappreciably changed
به طور قابل توجهی تغییر نکرده
inappreciably affected
به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار نگرفته
inappreciably high
بسیار زیاد
inappreciably improved
به طور قابل توجهی بهبود نیافته
inappreciably better
به طور قابل توجهی بهتر
his efforts improved the project inappreciably.
تلاشهای او تأثیر قابل توجهی بر بهبود پروژه نداشت.
the changes in the design were inappreciably subtle.
تغییرات در طراحی به طرز غیرقابل توجهی ظریف بود.
she inappreciably altered her approach to the problem.
او به طور غیرقابل توجهی رویکرد خود را نسبت به مشکل تغییر داد.
the temperature increased inappreciably during the day.
دمای هوا در طول روز به طور غیرقابل توجهی افزایش یافت.
the differences between the two models are inappreciably small.
تفاوت بین دو مدل به طور غیرقابل توجهی کم است.
he inappreciably influenced her decision.
او به طور غیرقابل توجهی بر تصمیم او تأثیر گذاشت.
the noise level increased inappreciably as the crowd grew.
همانطور که جمعیت افزایش یافت، سطح نویز به طور غیرقابل توجهی افزایش یافت.
she inappreciably improved her skills over time.
او به مرور زمان به طور غیرقابل توجهی مهارت های خود را بهبود بخشید.
the error in the calculation was inappreciably minor.
خطا در محاسبات به طور غیرقابل توجهی جزئی بود.
the landscape changed inappreciably with the seasons.
مناظر با تغییر فصل ها به طور غیرقابل توجهی تغییر کرد.
inappreciably small
بسیار کوچک
inappreciably different
به طور قابل توجهی متفاوت
inappreciably low
بسیار پایین
inappreciably slow
بسیار کند
inappreciably changed
به طور قابل توجهی تغییر نکرده
inappreciably affected
به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار نگرفته
inappreciably high
بسیار زیاد
inappreciably improved
به طور قابل توجهی بهبود نیافته
inappreciably better
به طور قابل توجهی بهتر
his efforts improved the project inappreciably.
تلاشهای او تأثیر قابل توجهی بر بهبود پروژه نداشت.
the changes in the design were inappreciably subtle.
تغییرات در طراحی به طرز غیرقابل توجهی ظریف بود.
she inappreciably altered her approach to the problem.
او به طور غیرقابل توجهی رویکرد خود را نسبت به مشکل تغییر داد.
the temperature increased inappreciably during the day.
دمای هوا در طول روز به طور غیرقابل توجهی افزایش یافت.
the differences between the two models are inappreciably small.
تفاوت بین دو مدل به طور غیرقابل توجهی کم است.
he inappreciably influenced her decision.
او به طور غیرقابل توجهی بر تصمیم او تأثیر گذاشت.
the noise level increased inappreciably as the crowd grew.
همانطور که جمعیت افزایش یافت، سطح نویز به طور غیرقابل توجهی افزایش یافت.
she inappreciably improved her skills over time.
او به مرور زمان به طور غیرقابل توجهی مهارت های خود را بهبود بخشید.
the error in the calculation was inappreciably minor.
خطا در محاسبات به طور غیرقابل توجهی جزئی بود.
the landscape changed inappreciably with the seasons.
مناظر با تغییر فصل ها به طور غیرقابل توجهی تغییر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید