| جمع | appreciators |
appreciator of art
طرفدار هنر
an art appreciator
طرفدار هنر
music appreciator
طرفدار موسیقی
true appreciator
طرفدار واقعی
appreciator of nature
طرفدار طبیعت
a devoted appreciator
طرفدار مشتاق
as an art appreciator, i often visit galleries.
من به عنوان یک فردی که از هنر لذت میبرد، اغلب از گالریها بازدید میکنم.
being a music appreciator, i enjoy attending concerts.
من که از موسیقی لذت میبرم، از شرکت در کنسرتها لذت میبرم.
she is a true appreciator of fine cuisine.
او یک فردی است که واقعاً از غذاهای خوب لذت میبرد.
he considers himself an appreciator of classic literature.
او خود را فردی که از ادبیات کلاسیک لذت میبرد میداند.
the film festival attracts many movie appreciators.
جشنواره فیلم بسیاری از طرفداران فیلم را به خود جذب میکند.
as an appreciator of nature, i love hiking.
من به عنوان یک فردی که از طبیعت لذت میبرد، عاشق پیادهروی هستم.
art appreciators often discuss different styles and techniques.
طرفداران هنر اغلب در مورد سبکها و تکنیکهای مختلف بحث میکنند.
she is an appreciator of all things vintage.
او فردی است که از همه چیزهای قدیمی لذت میبرد.
being an appreciator of culture, he travels frequently.
او که از فرهنگ لذت میبرد، اغلب سفر میکند.
the gallery hosted an event for art appreciators.
گالری میزبانی رویدادی برای طرفداران هنر بود.
appreciator of art
طرفدار هنر
an art appreciator
طرفدار هنر
music appreciator
طرفدار موسیقی
true appreciator
طرفدار واقعی
appreciator of nature
طرفدار طبیعت
a devoted appreciator
طرفدار مشتاق
as an art appreciator, i often visit galleries.
من به عنوان یک فردی که از هنر لذت میبرد، اغلب از گالریها بازدید میکنم.
being a music appreciator, i enjoy attending concerts.
من که از موسیقی لذت میبرم، از شرکت در کنسرتها لذت میبرم.
she is a true appreciator of fine cuisine.
او یک فردی است که واقعاً از غذاهای خوب لذت میبرد.
he considers himself an appreciator of classic literature.
او خود را فردی که از ادبیات کلاسیک لذت میبرد میداند.
the film festival attracts many movie appreciators.
جشنواره فیلم بسیاری از طرفداران فیلم را به خود جذب میکند.
as an appreciator of nature, i love hiking.
من به عنوان یک فردی که از طبیعت لذت میبرد، عاشق پیادهروی هستم.
art appreciators often discuss different styles and techniques.
طرفداران هنر اغلب در مورد سبکها و تکنیکهای مختلف بحث میکنند.
she is an appreciator of all things vintage.
او فردی است که از همه چیزهای قدیمی لذت میبرد.
being an appreciator of culture, he travels frequently.
او که از فرهنگ لذت میبرد، اغلب سفر میکند.
the gallery hosted an event for art appreciators.
گالری میزبانی رویدادی برای طرفداران هنر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید