approximations

[ایالات متحده]/ˌæprəksɪˈmeɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌæproksɪˈmeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تقریب; مقدار تقریبی; برآورد تقریبی

عبارات و ترکیب‌ها

make approximations

انجام تقریب

within reasonable approximations

درون تقریب‌های معقول

use rough approximations

استفاده از تقریب‌های تقریبی

accurate approximations needed

تقریب‌های دقیق مورد نیاز است

statistical approximations

تقریب‌های آماری

approximations for calculations

تقریب‌ها برای محاسبات

جملات نمونه

we often use approximations in calculations.

ما اغلب از تقریب در محاسبات استفاده می‌کنیم.

his approximations were surprisingly accurate.

تقریب‌های او به طرز شگفت‌آوری دقیق بودند.

approximations can simplify complex problems.

تقریب‌ها می‌توانند مسائل پیچیده را ساده کنند.

we rely on approximations when exact numbers are unavailable.

ما به تقریب‌ها تکیه می‌کنیم زمانی که اعداد دقیق در دسترس نیستند.

using approximations helps in making quick decisions.

استفاده از تقریب‌ها در تصمیم‌گیری سریع کمک می‌کند.

his approximations were based on previous data.

تقریب‌های او بر اساس داده‌های قبلی بودند.

approximations can lead to errors in scientific research.

تقریب‌ها می‌توانند منجر به خطاهایی در تحقیقات علمی شوند.

we need to verify the approximations before proceeding.

ما باید تقریب‌ها را قبل از ادامه بررسی کنیم.

approximations are often used in engineering designs.

تقریب‌ها اغلب در طراحی‌های مهندسی استفاده می‌شوند.

in statistics, we frequently deal with approximations.

در آمار، ما اغلب با تقریب‌ها سر و کار داریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید