arachnologist

[ایالات متحده]/[ˈærənɒlədʒɪst]/
[بریتانیا]/[ˈærənɒlədʒɪst]/

ترجمه

n. یک دانشمند که اسپیدر و سایر آراکنیدها را مطالعه می کند.؛ کسی که آراکنیدها را مطالعه می کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

an arachnologist

یک علوم دوپاچه‌نما

the arachnologist's

دوصد نما

arachnologist studies

علوم دوپاچه‌نما مطالعه می‌کند

becoming an arachnologist

شدن یک علوم دوپاچه‌نما

experienced arachnologist

علوم دوپاچه‌نما تجربه‌دار

arachnologists work

علوم دوپاچه‌نما کار می‌کنند

leading arachnologist

علوم دوپاچه‌نما رهبر

young arachnologist

علوم دوپاچه‌نما جوان

arachnologist identified

علوم دوپاچه‌نما شناسایی شد

consult an arachnologist

مراجعه به یک علوم دوپاچه‌نما

جملات نمونه

the experienced arachnologist identified several new spider species in the amazon rainforest.

اراکنولوژیست تجربه‌دار چند گونه جدید پیچک را در جنگل‌های امazon شناسایی کرد.

as an arachnologist, she spends her days studying spider behavior and ecology.

به عنوان یک اراکنولوژیست، او روزهای خود را به مطالعه رفتار و اکولوژی پیچک‌ها می‌پردازد.

he is a renowned arachnologist specializing in venomous spiders.

او یک اراکنولوژیست معروف است که تخصص دارد در پیچک‌های سمی.

the arachnologist carefully collected spider samples for laboratory analysis.

اراکنولوژیست با دقت نمونه‌های پیچک را جمع‌آوری کرد تا برای تحلیل آزمایشگاهی استفاده شود.

the university hired a young arachnologist to lead the research team.

دانشگاه یک اراکنولوژیست جوان را استخدام کرد تا تیم تحقیق را رهبری کند.

an arachnologist's work often involves fieldwork in remote locations.

کار یک اراکنولوژیست اغلب شامل کار در میدان در مکان‌های دور افتاده است.

the museum curator consulted with the arachnologist about the spider exhibit.

مجری موزه با اراکنولوژیست در مورد نمایشگاه پیچک مشورت کرد.

the arachnologist published a detailed study on jumping spider mating rituals.

اراکنولوژیست یک مطالعه جزئیات‌بردار در مورد رسم‌های تولیدمثل پیچک‌های پرتاب‌کننده منتشر کرد.

she became an arachnologist after being fascinated by spiders as a child.

او پس از اینکه در کودکی به پیچک‌ها علاقه‌مند شد، به اراکنولوژیست تبدیل شد.

the arachnologist used advanced microscopy to examine spider silk structure.

اراکنولوژیست از میکروسکوپی پیشرفته برای بررسی ساختار الیاف پیچک استفاده کرد.

the conference featured a presentation by a leading arachnologist on web design.

کنفرانس یک ارائه توسط یک اراکنولوژیست رهبر در مورد طراحی گوشه‌های پیچک داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید