venom

[ایالات متحده]/ˈvenəm/
[بریتانیا]/ˈvenəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زهر ترشح شده توسط برخی از مارها، عقرب‌ها و غیره / نفرت شدید یا زبان / یک ماده سمی
Word Forms
جمعvenoms

عبارات و ترکیب‌ها

deadly venom

سم مهلک

snake venom

سم زهر

poisonous venom

سم خطرناک

venomous snake

مار سمی

injected with venom

با سم تزریق شد

lethal venom

سم کشنده

venomous bite

گزشه سمی

spider venom

سم زهرپاش

antidote for venom

درد کش برای سم

deliver venom

تحویل سم

bee venom

سم زنبور

cobra venom

سم مار کبری

scorpion venom

سم زنبورک

جملات نمونه

a look of pure venom

نگاهی از نفرت محض

milk venom from a snake.

سم شیر از یک مار.

She said it quickly and with venom.

او آن را به سرعت و با کینه گفت.

the venom of most spiders is harmless to humans.

سم اکثر عنکبوت‌ها برای انسان‌ها بی‌ضرر است.

This is Egypt's most impressive venomed snake.

این مارگزیده ترین مار مصر است.

The snake uses its venom to stun or paralyze its victims.

مار با استفاده از سم خود طعمه‌های خود را بی‌هوش یا فلج می‌کند.

she needled him with such venom that Seb was visibly squashed.

او با چنان زهر خويشی او را مورد حمله قرار داد که سب به وضوح له شد.

Fixed Venom Splasher's explosion time gauge not working correctly.

تصحیح عملکرد نادرست نشانگر زمان انفجار Venom Splasher.

Ahylysantinfarctase from snake venom extract with lower fibrinogen and blood viscosity of the material.

آهیلوسانتینفرکت از عصاره زهر مار با فیبرینوژن و ویسکوزیته خون کمتر.

The snake injects the venom immediately after biting its prey.

مار بلافاصله پس از گاز گرفتن طعمه خود، سم را تزریق می کند.

Objective To evaluate hemostasia effect of the combination of non-ionization soluble styptic gauze and venom haemocoagulase in operation bleeding and wound errhysis.

هدف ارزیابی اثر ایستادگی خون از ترکیب پنبه استیپتیک محلول غیر یونی و هموکوآگولاز سمی در خونریزی جراحی و خونریزی زخم.

Snake venom thrombin-like enzymes belong to the fibrinogenolytic enzyme family and are serine proteases.

آنزیم‌های شبیه ترومبین موجود در سم مار به خانواده آنزیم‌های فیبرینوژن لیتیک تعلق دارند و پروتئازهای سرین هستند.

She surveyed him coldly with eyes that spat venom.

او با چشمانی که نفرت می‌ریخت، او را با نگاه سرد بررسی کرد.

It's venom possess neurotoxic, cardiotoxic and hemotoxic properties.The clinical features of cobra bite are various, depend on the species and the ratio of the venous component.

زهر آن دارای خواص عصبی‌توکسیک، قلبی‌توکسیک و هماتوتوکسیک است. ویژگی‌های بالینی نیش مار kob متنوع است و به گونه و نسبت اجزای وریدی بستگی دارد.

In this paper, not only unpurified fraction, but also highly purified snake venoms are discussed,such as rhodostomin, acutobin, agkistrodon halys antithrombotic enzyme, batroxobin.

در این مقاله، نه تنها کسری غیر خالص شده، بلکه سم های خالص شده با درجه بالایی نیز مورد بحث قرار می گیرند، مانند رودوستومین، آکوتوبین، آنزیم ضد انعقادی آگکیسترودن هالیس، باتروکسوبین.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید