armies

[ایالات متحده]/ˈɑːrmiz/
[بریتانیا]/ˈɑːrmeɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بدن بزرگ سازمان یافته از سربازان تحت یک فرمان واحد؛ تعداد زیاد یا انبوهی از چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

armies clashing

نبرد ارتش‌ها

massive armies

ارتش‌های بزرگ

armies deployed

استقرار ارتش‌ها

armies mobilized

بسیج ارتش‌ها

rival armies

ارتش‌های رقیب

victorious armies

ارتش‌های پیروزمند

armies in retreat

ارتش‌ها در حال عقب‌نشینی

modern armies

ارتش‌های مدرن

ancient armies

ارتش‌های باستانی

armies converging

همگرا شدن ارتش‌ها

جملات نمونه

many armies are preparing for the upcoming conflict.

ارتش‌های بسیاری در حال آماده‌سازی برای درگیری پیش رو هستند.

armies often rely on advanced technology for communication.

ارتش‌ها اغلب برای برقراری ارتباط به فناوری پیشرفته متکی هستند.

during the war, two armies faced each other on the battlefield.

در طول جنگ، دو ارتش در میدان جنگ با یکدیگر روبرو شدند.

armies need to be well-trained to respond to threats.

ارتش‌ها برای پاسخ به تهدیدات باید به خوبی آموزش دیده باشند.

allied armies worked together to defeat the enemy.

ارتش‌های متحد برای شکست دادن دشمن با یکدیگر همکاری کردند.

some armies are known for their strategic planning.

برخی از ارتش‌ها به دلیل برنامه‌ریزی استراتژیک خود مشهور هستند.

armies can have a significant impact on national security.

ارتش‌ها می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر امنیت ملی داشته باشند.

throughout history, armies have shaped the course of nations.

در طول تاریخ، ارتش‌ها مسیر ملت‌ها را شکل داده‌اند.

armies often participate in joint exercises to improve cooperation.

ارتش‌ها اغلب برای بهبود همکاری در تمرینات مشترک شرکت می‌کنند.

some armies are composed of volunteers from various backgrounds.

برخی از ارتش‌ها از داوطلبان با پیشینه‌های مختلف تشکیل شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید