artificially

[ایالات متحده]/ˌa:ti'fiʃəli/
[بریتانیا]/ˌ ɑrtəˈfɪʃəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت ساختگی، به طرز غیرطبیعی، به صورت متاثر.

جملات نمونه

The prices of meals are often artificially inflated.

اثر قیمت وعده‌های غذایی اغلب به طور مصنوعی افزایش می‌یابد.

Motivation to learn must come from the child; it cannot be artificially imposed.

انگیزه برای یادگیری باید از کودک بیاید؛ نمی‌توان آن را به طور مصنوعی تحمیل کرد.

Close before water in, the film since intertill machine is used to close to cut a later generations labour to close with disc harrow with after autumn artificially in 2 division;

ببندید قبل از ورود آب، فیلم از زمان ماشین بینبر، برای بستن برش دادن نیروی کار نسل‌های بعدی برای بستن با دیسک درو با بعد از پاییز به طور مصنوعی در 2 بخش;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید