ashy blonde hair
موهای بلوند خاکستری
an ashy complexion
پوست خاکستری
ashy gray eyes
چشمان خاکستری-خاکستری
an ashy-looking face
چهره ای خاکستری به نظر می رسد
her skin looked ashy after spending the day in the sun.
پوست او بعد از گذراندن روز در آفتاب، رنگی خاکستری و کدر داشت.
the ashy residue from the fireplace needed to be cleaned.
خاکستر باقیمانده از شومینه نیاز به تمیز کردن داشت.
he applied lotion to avoid an ashy appearance.
او برای جلوگیری از ظاهر کدر، لوسیون زد.
the ashy clouds signaled an approaching storm.
ابرهای خاکستری نشاندهنده نزدیک شدن طوفان بودند.
she was embarrassed by her ashy elbows.
او از آرنجهای خاکستری رنگش خجالت میکشید.
the artist used ashy tones to depict the landscape.
هنرمند از رنگهای خاکستری برای به تصویر کشیدن منظره استفاده کرد.
after the fire, the ground was covered in ashy debris.
بعد از آتشسوزی، زمین با خاکستر و آوار پوشیده شده بود.
her hair looked ashy after the dye faded.
بعد از محو شدن رنگ مو، موهای او رنگی خاکستری و کدر پیدا کرده بود.
the ashy texture of the bread indicated it was overcooked.
بافت خاکستری نان نشان میداد که بیش از حد پخته شده است.
he noticed an ashy film on his car after the fire.
او پس از آتشسوزی، یک لایه خاکستری روی ماشینش متوجه شد.
ashy blonde hair
موهای بلوند خاکستری
an ashy complexion
پوست خاکستری
ashy gray eyes
چشمان خاکستری-خاکستری
an ashy-looking face
چهره ای خاکستری به نظر می رسد
her skin looked ashy after spending the day in the sun.
پوست او بعد از گذراندن روز در آفتاب، رنگی خاکستری و کدر داشت.
the ashy residue from the fireplace needed to be cleaned.
خاکستر باقیمانده از شومینه نیاز به تمیز کردن داشت.
he applied lotion to avoid an ashy appearance.
او برای جلوگیری از ظاهر کدر، لوسیون زد.
the ashy clouds signaled an approaching storm.
ابرهای خاکستری نشاندهنده نزدیک شدن طوفان بودند.
she was embarrassed by her ashy elbows.
او از آرنجهای خاکستری رنگش خجالت میکشید.
the artist used ashy tones to depict the landscape.
هنرمند از رنگهای خاکستری برای به تصویر کشیدن منظره استفاده کرد.
after the fire, the ground was covered in ashy debris.
بعد از آتشسوزی، زمین با خاکستر و آوار پوشیده شده بود.
her hair looked ashy after the dye faded.
بعد از محو شدن رنگ مو، موهای او رنگی خاکستری و کدر پیدا کرده بود.
the ashy texture of the bread indicated it was overcooked.
بافت خاکستری نان نشان میداد که بیش از حد پخته شده است.
he noticed an ashy film on his car after the fire.
او پس از آتشسوزی، یک لایه خاکستری روی ماشینش متوجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید