ashy

[ایالات متحده]/ˈæʃi/
[بریتانیا]/ˈæʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای رنگ خاکستری؛ رنگ پریدگی یا کدر در چهره.؛ پوشیده از خاکستر؛ حاوی خاکستر.

عبارات و ترکیب‌ها

ashy blonde hair

موهای بلوند خاکستری

an ashy complexion

پوست خاکستری

ashy gray eyes

چشمان خاکستری-خاکستری

an ashy-looking face

چهره ای خاکستری به نظر می رسد

جملات نمونه

her skin looked ashy after spending the day in the sun.

پوست او بعد از گذراندن روز در آفتاب، رنگی خاکستری و کدر داشت.

the ashy residue from the fireplace needed to be cleaned.

خاکستر باقی‌مانده از شومینه نیاز به تمیز کردن داشت.

he applied lotion to avoid an ashy appearance.

او برای جلوگیری از ظاهر کدر، لوسیون زد.

the ashy clouds signaled an approaching storm.

ابر‌های خاکستری نشان‌دهنده نزدیک شدن طوفان بودند.

she was embarrassed by her ashy elbows.

او از آرنج‌های خاکستری رنگش خجالت می‌کشید.

the artist used ashy tones to depict the landscape.

هنرمند از رنگ‌های خاکستری برای به تصویر کشیدن منظره استفاده کرد.

after the fire, the ground was covered in ashy debris.

بعد از آتش‌سوزی، زمین با خاکستر و آوار پوشیده شده بود.

her hair looked ashy after the dye faded.

بعد از محو شدن رنگ مو، موهای او رنگی خاکستری و کدر پیدا کرده بود.

the ashy texture of the bread indicated it was overcooked.

بافت خاکستری نان نشان می‌داد که بیش از حد پخته شده است.

he noticed an ashy film on his car after the fire.

او پس از آتش‌سوزی، یک لایه خاکستری روی ماشینش متوجه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید