asphaltic

[ایالات متحده]/æˈspæl.tɪk/
[بریتانیا]/æsˈfæl.tɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ساخته شده از قیر.

عبارات و ترکیب‌ها

asphaltic concrete

آسفالت قیر

asphaltic pavement

سطح آسفالتی

asphaltic road surface

سطح جاده آسفالتی

asphaltic shingles

کف‌پوش آسفالتی

asphaltic emulsion

امولسیون آسفالتی

asphaltic coating

پوشش آسفالتی

asphaltic binder

اتصال‌دهنده آسفالتی

asphaltic membrane

غشای آسفالتی

asphaltic seal

درزگیری آسفالتی

asphaltic mixture

مخلوط آسفالتی

جملات نمونه

the asphaltic surface of the road provides excellent traction.

سطح آسفالتی جاده کشش عالی فراهم می‌کند.

asphaltic materials are commonly used in highway construction.

مواد آسفالتی معمولاً در ساخت بزرگراه استفاده می‌شوند.

they applied an asphaltic sealant to protect the driveway.

آنها یک پوشش آب‌بندی آسفالتی برای محافظت از پارکینگ استفاده کردند.

the asphaltic binder plays a crucial role in pavement durability.

عملگر آسفالتی نقش مهمی در دوام روسازی ایفا می‌کند.

asphaltic roofing is popular for its waterproof properties.

سقف آسفالتی به دلیل خاصیت ضد آب خود محبوب است.

they tested the asphaltic mixture for quality assurance.

آنها مخلوط آسفالتی را برای اطمینان از کیفیت آزمایش کردند.

the construction crew used asphaltic concrete for the new parking lot.

گروه ساختمانی از بتن آسفالتی برای پارکینگ جدید استفاده کرد.

asphaltic pavement is known for its smooth finish.

روسازی آسفالتی به دلیل سطح صاف آن شناخته شده است.

they chose an asphaltic solution for its cost-effectiveness.

آنها یک راه حل آسفالتی را به دلیل مقرون به صرفه بودن آن انتخاب کردند.

asphaltic materials can withstand extreme weather conditions.

مواد آسفالتی می‌توانند در برابر شرایط آب و هوای شدید مقاومت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید