| جمع | blacktops |
blacktop road
جاده آسفالت
blacktop parking lot
پارکینگ آسفالت
blacktop driveway
مسیر ورودی آسفالت
paved with blacktop
با آسفالت پوشیده شده
blacktop surface
سطح آسفالت
blacktop bicycle path
مسیر دوچرخه سواری آسفالت
run on blacktop
روی آسفالت بدوید
blacktop trail
مسیر آسفالت
blacktop playground
زمین بازی آسفالت
the kids played basketball on the blacktop.
کودکان بسکتبال را در زمین بازی کردند.
we need to repair the blacktop in the parking lot.
ما نیاز داریم که زمین بازی را در پارکینگ تعمیر کنیم.
the blacktop was hot under the summer sun.
زمین بازی زیر آفتاب تابستان داغ بود.
they decided to resurface the blacktop for safety.
آنها تصمیم گرفتند زمین بازی را برای ایمنی دوباره آسفالت کنند.
riding bikes on the blacktop is fun.
دوچرخه سواری روی زمین بازی سرگرم کننده است.
the blacktop road led us to the beach.
جادهی زمین بازی ما را به سمت ساحل هدایت کرد.
he skated on the smooth blacktop.
او روی زمین بازی صاف اسکیت سواری کرد.
there are cracks in the blacktop that need fixing.
شکافهایی در زمین بازی وجود دارد که نیاز به تعمیر دارد.
the blacktop was freshly painted with lines.
زمین بازی به تازگی با خطوط رنگ آمیزی شده بود.
they marked the blacktop for the new parking spaces.
آنها زمین بازی را برای فضاهای پارکینگ جدید علامت گذاری کردند.
blacktop road
جاده آسفالت
blacktop parking lot
پارکینگ آسفالت
blacktop driveway
مسیر ورودی آسفالت
paved with blacktop
با آسفالت پوشیده شده
blacktop surface
سطح آسفالت
blacktop bicycle path
مسیر دوچرخه سواری آسفالت
run on blacktop
روی آسفالت بدوید
blacktop trail
مسیر آسفالت
blacktop playground
زمین بازی آسفالت
the kids played basketball on the blacktop.
کودکان بسکتبال را در زمین بازی کردند.
we need to repair the blacktop in the parking lot.
ما نیاز داریم که زمین بازی را در پارکینگ تعمیر کنیم.
the blacktop was hot under the summer sun.
زمین بازی زیر آفتاب تابستان داغ بود.
they decided to resurface the blacktop for safety.
آنها تصمیم گرفتند زمین بازی را برای ایمنی دوباره آسفالت کنند.
riding bikes on the blacktop is fun.
دوچرخه سواری روی زمین بازی سرگرم کننده است.
the blacktop road led us to the beach.
جادهی زمین بازی ما را به سمت ساحل هدایت کرد.
he skated on the smooth blacktop.
او روی زمین بازی صاف اسکیت سواری کرد.
there are cracks in the blacktop that need fixing.
شکافهایی در زمین بازی وجود دارد که نیاز به تعمیر دارد.
the blacktop was freshly painted with lines.
زمین بازی به تازگی با خطوط رنگ آمیزی شده بود.
they marked the blacktop for the new parking spaces.
آنها زمین بازی را برای فضاهای پارکینگ جدید علامت گذاری کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید