assassinated

[ایالات متحده]/ˈæsəsɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌæsəˈsin eɪ tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v به قتل رساندن کسی به دلایل سیاسی یا مذهبی، به ویژه به عنوان بخشی از یک توطئه مخفی

جملات نمونه

the leader was assassinated during the political rally.

رهبر در جریان تجمعات سیاسی به قتل رسید.

many believe he was assassinated for his controversial views.

بسیاری معتقدند او به دلیل دیدگاه‌های جنجالی‌اش به قتل رسید.

the famous figure was assassinated by an unknown assailant.

این چهره مشهور توسط یک مهاجم ناشناس به قتل رسید.

after he was assassinated, a national day of mourning was declared.

پس از ترور او، یک روز ملی عزاداری اعلام شد.

he was assassinated in a meticulously planned operation.

او در یک عملیات برنامه‌ریزی شده با دقت به قتل رسید.

the journalist was assassinated for exposing corruption.

روزنامه‌نگار به دلیل افشای فساد به قتل رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید