murdered

[ایالات متحده]/ˈmɜː.dəd/
[بریتانیا]/ˈmɜr.dərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته کامل قتل؛ به طور کامل شکست دادن (به ویژه در ورزش های تیمی)؛ له کردن

عبارات و ترکیب‌ها

murdered for revenge

قتل به دلیل انتقام

murdered by unknown

قتل توسط فرد ناشناس

murdered in silence

قتل در سکوت

murdered without mercy

قتل بدون رحم

murdered for money

قتل به دلیل پول

murdered in prison

قتل در زندان

murdered by mistake

قتل به اشتباه

murdered in secret

قتل به صورت مخفیانه

جملات نمونه

the detective believed the victim was murdered in cold blood.

مامور پلیس معتقد بود قربانی به صورت سرد و حساب شده به قتل رسیده است.

she was devastated after learning that her friend was murdered.

او پس از اطلاع از به قتل رسیدن دوستش، ویران شد.

the news reported that several people were murdered last night.

اخبار گزارش داد که شب گذشته چندین نفر به قتل رسیدند.

he was convicted of having murdered his business partner.

او به اتهام قتل شریک تجاری خود محکوم شد.

the community was in shock after a local woman was murdered.

جامعه پس از به قتل رسیدن یک زن محلی شوکه شد.

they found evidence that suggested he had murdered before.

آنها شواهدی پیدا کردند که نشان می داد او قبلاً مرتکب قتل شده است.

the police are still investigating who murdered the journalist.

پلیس همچنان در حال تحقیق است که چه کسی خبرنگار را به قتل رسانده است.

witnesses reported seeing someone fleeing after the man was murdered.

شهود گزارش دادند که پس از به قتل رسیدن مرد، کسی را در حال فرار دیده اند.

many believe that he was murdered for his political views.

بسیاری معتقدند که او به دلیل دیدگاه های سیاسی خود به قتل رسید.

the documentary explored the case of a woman who was murdered.

مستند به پرونده زنی که به قتل رسیده بود پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید