rescued

[ایالات متحده]/ˈrɛskjuːd/
[بریتانیا]/ˈrɛskjuːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نجات دادن کسی از یک وضعیت خطرناک یا ناراحت‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

rescued animal

حیوان نجات یافته

rescued child

کودک نجات یافته

rescued pets

حیوانات خانگی نجات یافته

rescued victim

قربانی نجات یافته

rescued crew

خدمه نجات یافته

rescued wildlife

حیات وحش نجات یافته

rescued person

شخص نجات یافته

rescued team

تیم نجات یافته

rescued hikers

گردشگران نجات یافته

rescued animals

حیوانات نجات یافته

جملات نمونه

the firefighters rescued the cat from the tree.

消防گران گربه را از درخت نجات دادند.

she felt relieved after her friend rescued her from the awkward situation.

او بعد از اینکه دوستش او را از آن موقعیت ناخوشاوت نجات داد، احساس راحتی کرد.

the team rescued the hikers lost in the mountains.

تیم کوهنوردان گم شده در کوهستان را نجات داد.

many animals were rescued from the shelter.

بسیاری از حیوانات از پناهگاه نجات یافتند.

he was rescued just in time from the sinking boat.

او درست به موقع از قایق غرق شده نجات یافت.

the lifeguard rescued the swimmer in distress.

نجات غریق شناگر در حال خطر را نجات داد.

they rescued the children trapped in the building.

آنها کودکان گرفتار شده در ساختمان را نجات دادند.

the dog was rescued and given a new home.

سگ نجات یافت و خانه‌ای جدید به او داده شد.

the organization rescued many endangered species.

سازمان گونه‌های در معرض خطر بسیاری را نجات داد.

after the storm, volunteers rescued people stranded by floods.

بعد از طوفان، داوطلبان افرادی را که در اثر سیل سرگردان بودند، نجات دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید