assaulting

[ایالات متحده]/əˈsɔːltɪŋ/
[بریتانیا]/əˈsɔːltɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حمله به کسی به صورت جسمی یا کلامی؛ حمله به کسی به طور خشونت‌آمیز؛ احساس ناراحتی شدید به کسی دادن

عبارات و ترکیب‌ها

assaulting someone verbally

آزار دادن کسی به صورت زبانی

جملات نمونه

the man was arrested for assaulting a police officer.

مرد به اتهام ضرب و شتم یک افسر پلیس دستگیر شد.

she accused him of assaulting her during the argument.

او او را به اتهام ضرب و شتم در طول بحث متهم کرد.

assaulting someone is a serious crime.

ضرب و شتم کسی یک جرم جدی است.

the video showed the suspect assaulting an innocent bystander.

در ویدیو نشان داده شد که مظنون یک رهگذر بیگانه را مورد ضرب و شتم قرار داده است.

he was charged with assaulting a minor.

او به اتهام ضرب و شتم یک کودک متهم شد.

the lawyer argued that he was not guilty of assaulting anyone.

وکیل استدلال کرد که او مرتکب ضرب و شتم کسی نشده است.

witnesses reported seeing the man assaulting a woman in the park.

شهود گزارش دادند که مرد را در حال ضرب و شتم زنی در پارک دیده‌اند.

assaulting a teacher is unacceptable behavior in schools.

ضرب و شتم یک معلم رفتاری غیرقابل قبول در مدارس است.

the victim spoke out about the trauma of being assaulted.

مصدوم در مورد آسیب ناشی از ضرب و شتم صحبت کرد.

he is facing charges for assaulting his neighbor.

او به اتهام ضرب و شتم همسایه خود با اتهامات روبرو است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید