aggressing

[ایالات متحده]/əˈɡrɛsɪŋ/
[بریتانیا]/əˈɡrɛsɪŋ/

ترجمه

v. حمله کردن، تجاوز کردن (حال استمراری از agress)

عبارات و ترکیب‌ها

aggressing towards someone

تهاجم به سمت کسی

aggressing without provocation

تهاجم بدون تحریک

جملات نمونه

the company is aggressively pursuing new markets.

شرکت به طور تهاجمی در حال دنبال کردن بازارهای جدید است.

he was aggressively marketing his new product.

او به طور تهاجمی محصول جدید خود را بازاریابی می‌کرد.

the team is aggressively defending their lead.

تیم به طور تهاجمی در حال دفاع از پیشرفت خود است.

she was aggressively negotiating the terms of the deal.

او به طور تهاجمی در حال مذاکره در مورد شرایط معامله بود.

they are aggressively lobbying for changes to the law.

آنها به طور تهاجمی برای تغییر قوانین لابی می‌کنند.

the disease is aggressively spreading through the population.

بیماری به طور تهاجمی در حال گسترش در میان جمعیت است.

he was aggressively challenged by his opponent.

او به طور تهاجمی توسط حریفش به چالش کشیده شد.

the company is aggressively expanding its operations.

شرکت به طور تهاجمی عملیات خود را گسترش می‌دهد.

she's aggressively pursuing her dream of becoming a doctor.

او به طور تهاجمی در حال دنبال کردن رویای خود برای تبدیل شدن به پزشک است.

the government is aggressively tackling the issue of unemployment.

دولت به طور تهاجمی در حال مقابله با مشکل بیکاری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید