assessed

[ایالات متحده]/[əˈsest]/
[بریتانیا]/[əˈsest]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ارزیابی یا تخمین ارزش یا کیفیت چیزی؛ تشکیل نظر درباره چیزی پس از بررسی همه حقایق؛ محاسبه میزان چیزی، مانند مالیات یا هزینه‌ها.
adj. ارزیابی شده یا تخمین زده شده.

عبارات و ترکیب‌ها

assessed value

ارزش ارزیابی شده

highly assessed

بسیار مورد ارزیابی

assessed risk

ریسک ارزیابی شده

being assessed

در حال ارزیابی

assessed performance

عملکرد ارزیابی شده

assessed condition

وضعیت ارزیابی شده

assessed cost

هزینه ارزیابی شده

assessed potential

ظرفیت ارزیابی شده

assessed skills

مهارت‌های ارزیابی شده

regularly assessed

به طور منظم ارزیابی شده

جملات نمونه

the candidate was assessed for their communication skills.

نامزد برای مهارت‌های ارتباطی ارزیابی شد.

we assessed the risks involved in the project.

ما خطرات مرتبط با پروژه را ارزیابی کردیم.

the property was assessed at a value of $500,000.

این ملک به ارزش 500000 دلار ارزیابی شد.

her performance was assessed by her supervisor.

عملکرد او توسط سرپرستش ارزیابی شد.

the situation was assessed as highly volatile.

وضعیت به عنوان بسیار ناپایدار ارزیابی شد.

the student's progress was assessed regularly.

پیشرفت دانش آموز به طور منظم ارزیابی شد.

the company assessed the market potential.

شرکت پتانسیل بازار را ارزیابی کرد.

the damage was assessed by the insurance company.

آسیب توسط شرکت بیمه ارزیابی شد.

the team's skills were assessed during the training.

مهارت‌های تیم در طول آموزش ارزیابی شد.

the project's feasibility was assessed carefully.

امکان سنجی پروژه به دقت ارزیابی شد.

the patient was assessed for any signs of infection.

بیمار برای هرگونه علائم عفونت ارزیابی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید