assistants

[ایالات متحده]/əˈsɪstənts/
[بریتانیا]/əˈsɪstən ts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به دیگران کمک می‌کنند; مواد شیمیایی که در رنگرزی کمک می‌کنند; اقلام یا مواد کمکی; موقعیت‌ها یا نقش‌های وابسته

عبارات و ترکیب‌ها

research assistants

دستیاران تحقیق

teaching assistants

دستیاران آموزشی

virtual assistants

دستیاران مجازی

administrative assistants

دستیاران اداری

executive assistants

دستیاران اجرایی

personal assistants

دستیاران شخصی

medical assistants

دستیاران پزشکی

teaching assistant positions

موقعیت‌های دستیار آموزشی

assistant librarian

کتابدار دستیار

research assistant roles

نقش‌های دستیار تحقیق

جملات نمونه

our assistants are always ready to help.

دستیاران ما همیشه آماده کمک هستند.

the assistants organized the event efficiently.

دستیاران به طور موثر رویداد را سازماندهی کردند.

many assistants work behind the scenes.

بسیاری از دستیاران پشت صحنه کار می کنند.

she trained her assistants to improve their skills.

او دستیاران خود را آموزش داد تا مهارت های خود را بهبود بخشند.

assistants play a crucial role in our team.

دستیاران نقش مهمی در تیم ما ایفا می کنند.

we need more assistants to handle the workload.

ما به دستیاران بیشتری برای انجام حجم کاری نیاز داریم.

assistants often manage schedules and appointments.

دستیاران اغلب برنامه ها و قرار ملاقات ها را مدیریت می کنند.

our assistants provide valuable support to clients.

دستیاران ما پشتیبانی ارزشمندی از مشتریان ارائه می دهند.

assistants help in conducting research and analysis.

دستیاران در انجام تحقیقات و تحلیل کمک می کنند.

effective communication is key for assistants.

ارتباط موثر برای دستیاران ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید