assumptions

[ایالات متحده]/əˈsʌmpʃənz/
[بریتانیا]/əˈsʌm(p)ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باورها یا ایده‌هایی که به عنوان حقیقت بدون اثبات پذیرفته شده‌اند؛ عمل پذیرش مسئولیت برای چیزی؛ به عهده گرفتن بدهی‌های شخص دیگری؛ [مسیحی] فرض مریم

جملات نمونه

our assumptions about the market were incorrect.

تصورات ما در مورد بازار نادرست بود.

it's important to challenge your assumptions regularly.

به طور منظم باید فرضیات خود را به چالش بکشید.

they made assumptions based on limited information.

آنها بر اساس اطلاعات محدود فرضیاتی کردند.

we should verify our assumptions before proceeding.

قبل از ادامه، باید فرضیات خود را تأیید کنیم.

her assumptions about the project were optimistic.

فرضیات او در مورد پروژه خوش بینانه بود.

assumptions can lead to misunderstandings in communication.

فرضیات می تواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.

he based his conclusions on faulty assumptions.

او نتیجه گیری های خود را بر اساس فرضیات نادرست بنا کرد.

we need to document our assumptions for future reference.

ما باید فرضیات خود را برای مراجعات آینده مستند کنیم.

assumptions about customer behavior can influence marketing strategies.

فرضیات در مورد رفتار مشتری می تواند بر استراتژی های بازاریابی تأثیر بگذارد.

her assumptions were challenged during the discussion.

فرضیات او در طول بحث مورد چالش قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید