suppositions

[ایالات متحده]/sʌpəˈzɪʃənz/
[بریتانیا]/səˌpɑːzɪˈʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حدس‌ها یا فرضیات بدون شواهد قطعی

عبارات و ترکیب‌ها

false suppositions

حدس‌های نادرست

unfounded suppositions

حدس‌های بی‌اساس

wild suppositions

حدس‌های عجیب و غریب

baseless suppositions

حدس‌های بی‌دلیل

simplistic suppositions

حدس‌های ساده‌انگارانه

common suppositions

حدس‌های رایج

erroneous suppositions

حدس‌های اشتباه

preliminary suppositions

حدس‌های مقدماتی

logical suppositions

حدس‌های منطقی

valid suppositions

حدس‌های معتبر

جملات نمونه

his suppositions about the project were proven wrong.

حدس‌های او درباره پروژه نادرست ثابت شد.

we should not base our decisions on untested suppositions.

نباید تصمیمات خود را بر اساس حدس‌های اثبات نشده قرار دهیم.

her suppositions regarding the market trends influenced her strategy.

حدس‌های او در مورد روند بازار بر استراتژی او تأثیر گذاشت.

the scientist's suppositions led to new discoveries.

حدس‌های دانشمند منجر به کشف‌های جدید شد.

challenging the common suppositions can lead to innovation.

به چالش کشیدن حدس‌های رایج می‌تواند منجر به نوآوری شود.

his suppositions about the weather were surprisingly accurate.

حدس‌های او درباره هواشناسی به طرز شگفت انگیزی دقیق بود.

many of her suppositions were based on personal experiences.

بسیاری از حدس‌های او بر اساس تجربیات شخصی بود.

they made several suppositions before reaching a conclusion.

آنها قبل از رسیدن به نتیجه چندین حدس مطرح کردند.

it is important to test your suppositions before acting on them.

قبل از عمل بر اساس آنها مهم است که حدس‌های خود را آزمایش کنید.

his suppositions about human behavior were quite controversial.

حدس‌های او درباره رفتار انسان بسیار بحث برانگیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید