astonishment

[ایالات متحده]/əˈstɒnɪʃmənt/
[بریتانیا]/əˈstɑːnɪʃmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسی از شگفتی یا تعجب بزرگ، چیزی یا کسی که باعث شگفتی می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

express astonishment

ابراز شگفتی

filled with astonishment

سرشار از شگفتی

stare in astonishment

با شگفتی خیره شدن

gasp in astonishment

با شگفتی نفله زدن

utter astonishment

شگفتی کامل

exclaim with astonishment

با شگفتی اظهار نظر کردن

speechless with astonishment

با شگفتی بی کلام

جملات نمونه

to her astonishment, he smiled.

با تعجب او، لبخند زد.

I chuckled at the astonishment on her face.

من با دیدن تعجب بر چهره‌اش خندیدم.

B-astonishment and joy, she could hardly say a word.

در حیرت و شادی، تقریباً نمی‌توانست کلمه‌ای بگوید.

and they will become an execration, an astonishment, and a curse and a reproach.

و آنها به نفرت، حیرت، نفرین و سرزنش تبدیل خواهند شد.

To our astonishment, they arrived on time.

به طرز شگفت‌انگیزی، آنها به موقع رسیدند.

Between astonishment and joy, she couldn't help bursting into tears.

بین حیرت و شادی، نتوانست جلوی گریه گرفتن‌اش را بگیرد.

"Between astonishment and joy, she couldn't help bursting into tears."

"بین حیرت و شادی، نتوانست جلوی گریه گرفتن‌اش را بگیرد."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید