ataxias

[ایالات متحده]/əˈtæksiəz/
[بریتانیا]/əˈtæksiəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرایطی که با کمبود هماهنگی و کنترل عضلات مشخص می‌شود؛ اختلال یا سردرگمی.

عبارات و ترکیب‌ها

neurological ataxias

عارضه‌های عصبی مرتبط با آتاکسی

hereditary ataxias

آتاکسی‌های ارثی

ataxia symptoms

علائم آتاکسی

various ataxias

انواع مختلف آتاکسی

progressive ataxias

آتاکسی‌های پیشرونده

ataxia diagnosis

تشخیص آتاکسی

common ataxias

آتاکسی‌های شایع

ataxia treatments

درمان‌های آتاکسی

rare ataxias

آتاکسی‌های نادر

genetic ataxias

آتاکسی‌های ژنتیکی

جملات نمونه

ataxias can affect coordination and balance.

اختلاص‌ها می‌توانند بر هماهنگی و تعادل تأثیر بگذارند.

patients with ataxias often experience difficulty walking.

بیماران مبتلا به اختلاص اغلب در راه رفتن مشکل دارند.

there are various types of ataxias that can be hereditary.

انواع مختلفی از اختلاص وجود دارد که می‌تواند ارثی باشد.

ataxias can result from neurological disorders.

اختلاص‌ها می‌توانند ناشی از اختلالات عصبی باشند.

rehabilitation can help improve symptoms of ataxias.

توان‌بخشی می‌تواند به بهبود علائم اختلاص کمک کند.

ataxias may affect speech and swallowing abilities.

اختلاص‌ها ممکن است بر توانایی گفتار و بلع تأثیر بگذارند.

early diagnosis of ataxias is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام اختلاص برای درمان بسیار مهم است.

genetic testing can identify certain types of ataxias.

تست ژنتیک می‌تواند انواع خاصی از اختلاص را شناسایی کند.

ataxias can lead to significant mobility challenges.

اختلاص‌ها می‌توانند منجر به چالش‌های حرکتی قابل توجهی شوند.

support groups can provide help for those with ataxias.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به افرادی که مبتلا به اختلاص هستند کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید