atonement

[ایالات متحده]/əˈtəʊnmənt/
[بریتانیا]/əˈtoʊnmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جبران; کفاره; آشتی
Word Forms

جملات نمونه

the High Priest offered the sacrifice as atonement for all the sins of Israel.

کشیش اعظم قربانی را به عنوان توبه برای تمام گناهان اسرائیل تقديم کرد.

She sought atonement for her past mistakes.

او به دنبال توبه برای اشتباهات گذشته خود بود.

He made atonement for his wrongdoings by helping others.

او با کمک به دیگران برای اعمال نادرست خود توبه کرد.

In some cultures, atonement is achieved through rituals or sacrifices.

در برخی فرهنگ‌ها، توبه از طریق مناسک یا قربانی‌ها به دست می‌آید.

The protagonist's journey in the novel is a quest for atonement.

سفر شخصیت اصلی در رمان، جستجویی برای توبه است.

A sincere apology is often seen as a form of atonement.

یک عذرخواهی صادقانه اغلب به عنوان نوعی توبه تلقی می‌شود.

The atonement process can be a deeply personal experience.

فرآیند توبه می‌تواند تجربه‌ای بسیار شخصی باشد.

The concept of atonement is present in many religious teachings.

مفهوم توبه در بسیاری از آموزه‌های دینی وجود دارد.

She felt a sense of atonement after making amends with her friend.

او پس از آشتی با دوستش، حسی از توبه داشت.

The atonement offered by the defendant was deemed insufficient by the court.

توبه‌ای که متهم ارائه کرد، توسط دادگاه کافی تشخیص داده نشد.

The community came together to find a path to atonement after the tragedy.

جامعه برای یافتن راهی برای توبه پس از فاجعه گرد هم آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید