reparation

[ایالات متحده]/ˌrepəˈreɪʃn/
[بریتانیا]/ˌrepəˈreɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جبران; پرداخت خسارت; غرامت
Word Forms

جملات نمونه

I'll demand reparation from the company.

من خواهم خواست که خسارت از شرکت مطالبه کنم.

the courts required a convicted offender to make financial reparation to his victim.

دادگاه‌ها خواستند که یک مجرم محکوم خسارت مالی به قربانی خود پرداخت کند.

Investigation on antigenemia of systemic candidiasis——Ⅱ.preparation of mannan-BSA conjugate and its properties.

بررسی آنتی‌گمی در کاندیدیازیس سیستمیک——Ⅱ. تهیه کونژوگه منان-BSA و خواص آن.

The new law offers no amends to victims of crime. I assured them that no amends are necessary. You must make amends to them for the insult.See Synonyms at reparation

قانون جدید هیچ گونه جبرانی به قربانیان جرم نمی دهد. من به آنها اطمینان دادم که نیازی به جبران نیست. شما باید برای توهین به آنها جبران کنید. به مترادف ها در بخش جبران مراجعه کنید.

The study reveals that the new artificial duramater has a much more practical advantage over the autogenous membrane in the reparation of the injured duramater.

تحقیقات نشان می‌دهد که دورامتر مصنوعی جدید نسبت به غشاء خودکار در ترمیم دورامتر آسیب‌دیده، مزیت عملی بسیار بیشتری دارد.

Objective To investigate the influence of health education on sclerotin reparation of patients with avascular necrosis of femoral-head (ANFH) after interventional therapy.

هدف بررسی تأثیر آموزش بهداشت بر ترمیم اسکلروتین در بیماران مبتلا به نکروز عروقی استخوان ران (ANFH) پس از درمان مداخله‌ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید