atrociously

[ایالات متحده]/ætˈroʊʃəsli/
[بریتانیا]/ˌætˈroʊʃəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز وحشتناک یا به طرز بسیار بد؛

عبارات و ترکیب‌ها

atrociously written

نوشته‌ای به‌ طرز وحشتناکی

atrociously bad service

خدمات به‌ طرز وحشتناکی بد

atrociously hot weather

آب و هوای به‌ طرز وحشتناکی داغ

atrociously loud music

موسیقی به‌ طرز وحشتناکی بلند

atrociously expensive meal

وعده‌ی به‌ طرز وحشتناکی گران

atrociously behaved

رفتاری به‌ طرز وحشتناکی

atrociously unfair decision

تصمیم به‌ طرز وحشتناکی ناعادلانه

atrociously long wait

منتظر کردن به‌ طرز وحشتناکی طولانی

atrociously rude comment

حرف به‌ طرز وحشتناکی بی‌ادبانه

atrociously bad taste

سلیقه‌ی به‌ طرز وحشتناکی بد

atrociously slow internet

اینترنت به‌ طرز وحشتناکی کند

جملات نمونه

the food at that restaurant was atrociously bad.

غذا در آن رستوران به طرز وحشتناکی بد بود.

he performed atrociously in the competition.

او به طرز وحشتناکی در مسابقه عملکرد خوبی نداشت.

her attitude towards the project was atrociously negative.

نگاه او به پروژه به طرز وحشتناکی منفی بود.

the weather was atrociously cold last night.

هوا شب گذشته به طرز وحشتناکی سرد بود.

they treated their employees atrociously.

آنها به طرز وحشتناکی با کارمندان خود رفتار کردند.

the movie received atrociously low ratings.

فیلم رتبه بسیار پایینی دریافت کرد.

his excuses were atrociously unconvincing.

بهانه‌های او به طرز وحشتناکی قانع‌کننده نبودند.

the service at the hotel was atrociously slow.

خدمات در هتل به طرز وحشتناکی کند بود.

she made an atrociously rude comment.

او یک اظهار نظر به طرز وحشتناکی بی‌ادبانه کرد.

the conditions in the shelter were atrociously poor.

شرایط در پناهگاه به طرز وحشتناکی بد بود.

the service at the restaurant was atrociously slow.

خدمات در رستوران به طرز وحشتناکی کند بود.

he performed atrociously in the exam.

او در امتحان به طرز وحشتناکی عملکرد خوبی نداشت.

the weather was atrociously hot last summer.

هوا تابستان گذشته به طرز وحشتناکی گرم بود.

the movie was atrociously bad and poorly made.

فیلم به طرز وحشتناکی بد و به خوبی ساخته نشده بود.

he spoke atrociously to his colleagues during the meeting.

او در طول جلسه به طرز وحشتناکی با همکاران خود صحبت کرد.

the conditions in the shelter were atrociously inadequate.

شرایط در پناهگاه به طرز وحشتناکی ناکافی بود.

the report was filled with atrociously misleading information.

گزارش پر از اطلاعات گمراه کننده به طرز وحشتناکی بود.

her cooking was atrociously bland and unseasoned.

غذاهای او به طرز وحشتناکی بی‌مزه و بدون طعم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید