atropines

[ایالات متحده]/ˈætrəpaɪnz/
[بریتانیا]/ˌætɹoʊˈpaɪnz/

ترجمه

n. دارویی که از بلادونا مشتق شده و مردمک‌ها را گشاد کرده و ضربان قلب را کند می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

atropines overdose

جذب بیش از حد آتروپین

administer atropines

تجویز آتروپین

atropines side effects

عوارض جانبی آتروپین

atropines for bradycardia

آتروپین برای برادی کاردی

administration of atropines

تجزیه آتروپین

atropines dosage

دوز آتروپین

effects of atropines

اثرات آتروپین

atropine vs atropines

آتروپین در مقابل آتروپین

جملات نمونه

atropines are often used in medical emergencies.

آتروپین‌ها اغلب در شرایط اورژانسی پزشکی استفاده می‌شوند.

doctors prescribe atropines to treat certain conditions.

پزشکان آتروپین را برای درمان شرایط خاص تجویز می‌کنند.

atropines can help reduce saliva production.

آتروپین‌ها می‌توانند به کاهش تولید بزاق کمک کنند.

some side effects of atropines include dry mouth.

برخی از عوارض جانبی آتروپین‌ها شامل خشکی دهان است.

atropines are contraindicated in certain patients.

آتروپین در برخی از بیماران منع مصرف دارد.

research is ongoing to explore new uses for atropines.

تحقیقات برای بررسی کاربردهای جدید آتروپین در حال انجام است.

atropines can be administered via injection.

آتروپین را می‌توان از طریق تزریق تجویز کرد.

atropines play a crucial role in anesthesia.

آتروپین نقش مهمی در بیهوشی ایفا می‌کند.

patients should be monitored after receiving atropines.

بیماران باید پس از دریافت آتروپین مورد نظارت قرار گیرند.

atropines can affect heart rate and rhythm.

آتروپین می‌تواند بر ضربان قلب و ریتم آن تأثیر بگذارد.

atropines are often used in emergency medicine.

آتروپین‌ها اغلب در طب اورژانس استفاده می‌شوند.

doctors administer atropines to treat bradycardia.

پزشکان آتروپین را برای درمان بردی‌کاردی تجویز می‌کنند.

atropines can help dilate pupils during an eye exam.

آتروپین می‌تواند به گشاد کردن مردمک چشم در طول معاینه چشم کمک کند.

atropines are contraindicated in certain medical conditions.

آتروپین در برخی شرایط پزشکی منع مصرف دارد.

patients should be informed about the use of atropines.

بیماران باید در مورد استفاده از آتروپین آگاه شوند.

atropines can be administered via injection or orally.

آتروپین را می‌توان از طریق تزریق یا خوراکی تجویز کرد.

healthcare providers must monitor patients after atropines are given.

ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی باید پس از تجویز آتروپین، بیماران را تحت نظر داشته باشند.

atropines are classified as anticholinergic agents.

آتروپین به عنوان یک عامل آنتی‌کولینرژیک طبقه‌بندی می‌شود.

research continues on the effects of atropines in various treatments.

تحقیقات در مورد اثرات آتروپین در درمان‌های مختلف ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید