attendees

[ایالات متحده]/əˈtɛndəz/
[بریتانیا]/əˈtɛndiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که در یک جلسه، رویداد یا عملکرد شرکت می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

attendees list

لیست شرکت‌کنندگان

number of attendees

تعداد شرکت‌کنندگان

attendee registration

ثبت‌نام شرکت‌کنندگان

welcome attendees

خوش‌آمدگویی به شرکت‌کنندگان

attendees feedback

بازخورد شرکت‌کنندگان

attendee engagement

مشارکت شرکت‌کنندگان

attendees' questions

سوالات شرکت‌کنندگان

catering for attendees

غذا برای شرکت‌کنندگان

attendees' experience

تجربه شرکت‌کنندگان

جملات نمونه

the conference had over a hundred attendees.

کنفرانس بیش از صد نفر شرکت‌کننده داشت.

attendees were asked to register in advance.

از شرکت‌کنندگان خواسته شد از قبل ثبت‌نام کنند.

feedback from attendees is essential for improvement.

بازخورد از شرکت‌کنندگان برای بهبود ضروری است.

many attendees expressed their satisfaction with the event.

بسیاری از شرکت‌کنندگان ابراز رضایت خود از این رویداد کردند.

the seminar attracted a diverse group of attendees.

سمینار گروه متنوعی از شرکت‌کنندگان را جذب کرد.

attendees were provided with materials for the workshop.

مواد کارگاه در اختیار شرکت‌کنندگان قرار داده شد.

networking opportunities were available for all attendees.

فرصت‌های شبکه‌سازی برای همه شرکت‌کنندگان در دسترس بود.

attendees were encouraged to participate in discussions.

از شرکت‌کنندگان خواسته شد در بحث‌ها شرکت کنند.

the event was well-organized, and attendees appreciated it.

این رویداد به خوبی سازماندهی شده بود و شرکت‌کنندگان از آن قدردانی کردند.

attendees received certificates upon completion of the course.

پس از اتمام دوره، گواهی به شرکت‌کنندگان اهدا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید