attentions

[ایالات متحده]/əˈtɛnʃənz/
[بریتانیا]/əˈtɛnʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع توجه؛ مراقبت، نگرانی، ملاحظه.

عبارات و ترکیب‌ها

draw attentions to

جلب توجه

pay attentions to

توجه کردن به

catch someone's attentions

جلب توجه کسی

demand attentions

درخواست توجه

give someone attentions

توجه کردن به کسی

split attentions

تقسیم توجه

sustain attentions

حفظ توجه

capture attentions

گرفتن توجه

require attentions

نیاز به توجه

demanding attentions

توجه‌طلب

جملات نمونه

he always craves for attentions from his peers.

او همیشه مشتاق جلب توجه از همسالان خود است.

her performance captured the attentions of the audience.

اجرای او توجه مخاطبان را به خود جلب کرد.

the project demands our attentions to detail.

این پروژه نیازمند توجه ما به جزئیات است.

children often seek attentions from their parents.

کودکان اغلب به دنبال جلب توجه از والدین خود هستند.

his speech was designed to draw attentions to the issue.

سخنرانی او به گونه ای طراحی شده بود که توجه ها را به این موضوع جلب کند.

marketing strategies often focus on capturing attentions.

استراتژی های بازاریابی اغلب بر جلب توجه تمرکز می کنند.

she has a knack for getting attentions in a crowd.

او استعداد خاصی در جلب توجه در جمع دارد.

it's important to give your attentions to your health.

توجه به سلامتی خود مهم است.

he received a lot of attentions after his breakthrough.

او پس از پیشرفت خود توجه زیادی دریافت کرد.

social media can amplify the attentions on certain topics.

شبکه های اجتماعی می توانند توجه به موضوعات خاص را افزایش دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید