audited

[ایالات متحده]/ˈɔːdɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈædɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast حسابرسی کرد \npast participle حسابرسی شده

عبارات و ترکیب‌ها

audited financial statements

صورت‌های مالی حسابرسی شده

audit-approved vendor

تأیید شده توسط حسابرسی

audited accounts

حساب‌های حسابرسی شده

audited performance review

بررسی عملکرد حسابرسی شده

subject to audit

موضوع حسابرسی

audited report

گزارش حسابرسی شده

audited data

داده‌های حسابرسی شده

an audited copy

یک نسخه حسابرسی شده

جملات نمونه

the company's financial statements were audited by an external firm.

اظهارات مالی شرکت توسط یک شرکت خارجی ممیزی شد.

all expenses must be audited before the final report is submitted.

تمام هزینه‌ها باید قبل از ارائه گزارش نهایی ممیزی شوند.

she felt relieved after the accounts were audited.

او بعد از ممیزی حساب‌ها احساس راحتی کرد.

he was surprised to find that his tax returns were audited.

او از اینکه متوجه شد اظهارنامه مالیاتی او ممیزی شده، متعجب شد.

the organization ensures that all donations are audited annually.

سازمان تضمین می‌کند که همه کمک‌ها به طور سالانه ممیزی شوند.

after the incident, the department was audited for compliance.

پس از حادثه، بخش برای انطباق مورد ممیزی قرار گرفت.

audited results showed significant improvements in efficiency.

نتایج ممیزی نشان داد که بهبود قابل توجهی در کارایی حاصل شده است.

they hired a consultant to help with the audited process.

آنها یک مشاور استخدام کردند تا در فرآیند ممیزی کمک کند.

investors prefer companies that are regularly audited.

سرمایه‌گذاران شرکت‌هایی را که به طور منظم ممیزی می‌شوند ترجیح می‌دهند.

the audited financial report was crucial for securing loans.

گزارش مالی ممیزی شده برای دریافت وام‌ها بسیار مهم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید