auscultation

[ایالات متحده]/ɔːskʌlˈteɪʃən/
[بریتانیا]/aw-skəl-ˈtā-shən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل گوش دادن به صداها از بدن، معمولاً با استفاده از گوشی پزشکی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

heart auscultation

گوش دادن قلب

physical auscultation

گوش دادن فیزیکی

normal auscultation results

نتایج طبیعی گوش دادن

auscultation technique

تکنیک گوش دادن

importance of auscultation

اهمیت گوش دادن

جملات نمونه

the doctor performed auscultation to check the patient's heart sounds.

پزشک برای بررسی صداهای قلب بیمار، سمع انجام داد.

auscultation is a crucial skill for medical professionals.

سمع یک مهارت حیاتی برای متخصصان پزشکی است.

during the examination, the nurse used auscultation to assess lung function.

در طول معاینه، پرستار از سمع برای ارزیابی عملکرد ریه استفاده کرد.

he learned auscultation techniques in his medical training.

او تکنیک‌های سمع را در طول آموزش پزشکی خود آموخت.

auscultation helps in diagnosing various respiratory conditions.

سمع به تشخیص شرایط تنفسی مختلف کمک می کند.

the physician noted abnormal sounds during auscultation.

پزشک صداهای غیرطبیعی را در طول سمع یادداشت کرد.

proper auscultation requires a quiet environment.

سمع مناسب نیاز به یک محیط آرام دارد.

students practiced auscultation on each other in the lab.

دانشجویان در آزمایشگاه، سمع را روی یکدیگر تمرین کردند.

auscultation can reveal important information about heart health.

سمع می تواند اطلاعات مهمی در مورد سلامت قلب آشکار کند.

he was surprised by how much auscultation could tell him.

او از میزان اطلاعاتی که سمع می توانست به او بدهد، شگفت زده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید