autobiographies

[ایالات متحده]/ɔːtəʊbaɪˈɒɡrəfiz/
[بریتانیا]/ˌɔːtoʊbaɪˈɑːgræf.iːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حساب نوشته شده از زندگی شخصی کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

compare different autobiographies

مقایسه شرح حال های مختلف

جملات نمونه

many famous authors have written autobiographies.

بسیاری از نویسندگان مشهور زندگینامه نوشته‌اند.

reading autobiographies can provide valuable insights into a person's life.

خواندن زندگینامه ها می تواند بینش های ارزشمندی در مورد زندگی یک فرد ارائه دهد.

her autobiographies reveal the struggles she faced throughout her career.

زندگینامه های او نشان دهنده چالش هایی است که در طول حرفه خود با آنها روبرو بوده است.

autobiographies often include personal anecdotes and reflections.

زندگینامه ها اغلب شامل داستان ها و بازتاب های شخصی می شوند.

he decided to write his autobiographies after retiring.

او پس از بازنشستگی تصمیم گرفت زندگینامه های خود را بنویسد.

many people enjoy reading autobiographies of historical figures.

بسیاری از مردم از خواندن زندگینامه های چهره های تاریخی لذت می برند.

autobiographies can serve as a source of inspiration for others.

زندگینامه ها می توانند منبع الهام بخش دیگران باشند.

she has published several autobiographies over the years.

او در طول سال ها چندین زندگینامه منتشر کرده است.

writing autobiographies can be a therapeutic process.

نوشتن زندگینامه می تواند یک فرآیند درمانی باشد.

autobiographies often reflect the cultural context of the author's life.

زندگینامه ها اغلب زمینه فرهنگی زندگی نویسنده را منعکس می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید